مجازات اطفال بزهکار و کودکان زیر 18 سال در قانون چیست ؟

مجازات اطفال بزهکار به دلیل صغر سن منتفی است و بر اساس متون قانونی ایران اقدامات تامینی و تربیتی جایگزین آن می گردد. تعریف طفل از منظر قانونی و حقوقی به تمامی افراد زیر 18 سال اطلاق می شود. در حقیقت فردی که به سن 18 سال تمام نرسیده باشد در ردیف اطفال قرار دارد و بر اساس یک پیمان بین المللی مجازات اطفال به هیچ وجه جایز نیست.

مجازات اطفال بزهکار و کودکان

واکاوی علل ارتکاب جرم از سوی اطفال حوزه ای بسیار وسیع و گسترده است که از بحث ما خارج است اما در رابطه با مجازات اطفال بایستی به فلسفه ی اصلی مجازات ها رجوع کنیم. قانون عنوان می کند که مجازات در شرایطی اعمال می گرد که فرد با اراده، اختیار و آگاهی کامل اقدام به ارتکاب جرم نماید.

بنابراین محجورین، مجانین، اطفال و تمامی افرادی که در شرایط درست تصمیم گیری قرار ندارند از این قاعده مستثنی هستند. همچنین فلسفه ی اصلی مجازات ها را نباید از یاد ببریم که اصلاح، تنبیه و در نهایت بازگشت فرد مجرم به آغوش جامعه است. در رابطه با اطفال مطلقا چنین قاعده ای صدق نمی کند و اعمال مجازات هایی نظیر اعدام، حبس یا قصاص هیچگونه بازدارندگی و اصلاحی به همراه ندارد.

مجازات اطفال بزهکار و کودکان

از سوی دیگر تصور کنید که یک طفل 15 ساله اقدام به سرقت کرده و به مجازات حبس محکوم می شود. طبیعتا دوران حبس این کودک در محیط زندان و در کنار مجرمین حرفه ای خواهد بود و این یعنی یک مجرم حرفه ای از دل زندان متولد می شود. این کودک هیچ درکی از مفهوم و فلسفه ی مجازات ندارد و به همین دلیل نمی توان بازگشت او را به آغوش جامعه تضمین نمود.

در ماده ی ۱۴۶ قانون مجازات اسلامی صراحتا به این نکته تاکید شده است که افراد نابالغ مسؤولیت کیفری ندارند. با توجه به ماده ۱۴۷- سن بلوغ، در دختران و پسران، به ترتیب نه و پانزده سال تمام قمری است.

در نظر داشته باشید که برای اثبات جرم و اعمال مجازات آن تحقق سه عنصر قانونی ،مادی و معنوی ضروریست. در رابطه با اطفال قطعا عنصر معنوی جرم با مشکلات و ابهاماتی مواجه است و همین امر اثبات جرم را دشوار و عملا غیرممکن می نماید. .

به همین دلیل قانون مجازات اسلامی اقدامات تامینی و تربیتی را به عنوان مجازات اطفال بزهکار در نظر گرفته. در واقع اقدامات تامینی و تربیتی شامل مجموعه از موارد متعدد است که امید می رود قدرت بازدارندگی لازم را داشته باشد و برای سلامت روان، آینده و حال کودک نیز مفید تر است. چرا که اعمال مجازات به این منزله است که سابقه ی کیفری برای کودک لحاظ گردد و این امر قطعا زندگی او در آینده را با مشکلات متعددی همراه خواهد ساخت.

بر اساس این قانون اطفال زیر 18 سال در 3 گروه سنی زیر دسته بندی می شوند:

گروه های سنی زیر 9 سال: هیچگونه ضمانت و مسئولیت کیفری متوجه طفل و خانواده ی او نیست.

کودک

در چنین سنی فاقد قوه ی تمیز و ادراک است و هیچ درکی از تفاوت خوب و بد ندارد. البته کودک تحت نظر خانواده و یا سرپرست قانونی خود باقی می ماند.

گروه های سنی 9 الی 15 سال:

کودکان در این گروه به سن بلوغ نزدیک هستند و گاها از سن بلوغ نیز عبور کرده اند. بنابراین رویکرد قانونگذار کمی متفاوت است.

از آنجایی که کودک توانایی عقلی نسبی دارد و به سن بلوغ خود رسیده است، ممکن است در رابطه با جرایم سنگین با مجازات هایی نظیر حبس در کانون اصلاح و تربیت مواجه گردد. یادآور می شویم که هیچ یک از مجازات های سنگین بزرگسالان نظیر اعدام، قصاص و حبس متوجه این گروه نیست..

گروه های سنی 15 الی 18 سال:

افراد این گروه در ردیف نوجوانان قرار می گیرند و مجازات های سنگین بزرگسالان نظیر اعدام، قصاص و حبس قابل اعمال نیست. در صورت ارتکاب جرایم سنگین حبس در کانون اصلاح و تربیت اعمال می گردد. طبیعتا مدت زمان حبس نسبت به گروه های سنی 9 الی 15 سال بیشتر خواهد بود.

براساس ماده ۸۸ قانون مجازات اسلامی:

درباره اطفال و نوجوانانی که مرتکب جرائم تعزیری می شوند و سن آنها در زمان ارتکاب، نه تا پانزده سال تمام شمسی است حسب مورد، دادگاه یکی از تصمیمات زیر را اتخاذ می کند:

الف- تسلیم به والدین یا اولیاء یا سرپرست قانونی با أخذ تعهد به تأدیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق طفل یا نوجوان

تبصره- هرگاه دادگاه مصلحت بداند می تواند حسب مورد از اشخاص مذکور در این بند تعهد به انجام اموری از قبیل موارد ذیل و اعلام نتیجه به دادگاه در مهلت مقرر را نیز أخذ نماید:

۱- معرفی طفل یا نوجوان به مددکار اجتماعی یا روانشناس و دیگر متخصصان و همکاری با آنان

۲ – معرفی طفل یا نوجوان به یک مؤسسه آموزشی و فرهنگی به منظور تحصیل یا حرفه آموزی

۳- اقدام لازم جهت درمان یا ترک اعتیاد طفل یا نوجوان تحت نظر پزشک

۴- جلوگیری از معاشرت و ارتباط مضر طفل یا نوجوان با اشخاص به تشخیص دادگاه

۵- جلوگیری از رفت و آمد طفل یا نوجوان به محل های معین ب- تسلیم به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری که دادگاه به مصلحت طفل یا نوجوان بداند با الزام به انجام دستورهای مذکور در بند (الف) در صورت عدم صلاحیت والدین، اولیاء یا سرپرست قانونی طفل یا نوجوان و یا عدم دسترسی به آنها با رعایت مقررات ماده (١١٧٣) قانون مدنی

تبصره- تسلیم طفل به اشخاص واجد صلاحیت منوط به قبول آنان است

. پ- نصیحت به وسیله قاضی دادگاه

ت- اخطار و تذکر و یا أخذ تعهد کتبی به عدم تکرار جرم

ث- نگهداری در کانون اصلاح و تربیت از سه ماه تا یک سال در مورد جرائم تعزیری درجه یک تا پنج

تبصره ۱- تصمیمات مذکور در بندهای (ت) و (ث) فقط درباره اطفال و نوجوانان دوازده تا پانزده سال قابل اجراء است. اعمال مقررات بند (ث)در مورد اطفال و نوجوانانی که جرائم موجب تعزیر درجه یک تا پنج را مرتکب شده اند، الزامی است.

تبصره ۲ – هرگاه نابالغ مرتکب یکی از جرائم موجب حد یا قصاص گردد درصورتی که از دوازده تا پانزده سال قمری داشته باشد به یکی از اقدامات مقرر در بندهای (ت) و یا (ث) محکوم می شود و در غیراین صورت یکی از اقدامات مقرر در بندهای (الف) تا (پ) این ماده در مورد آنها اتخاذ می گردد

. تبصره ۳- در مورد تصمیمات مورد اشاره در بندهای (الف) و (ب) این ماده، دادگاه اطفال و نوجوانان می تواند با توجه به تحقیقات به عمل آمده و همچنین گزارش های مددکاران اجتماعی از وضع طفل یا نوجوان و رفتار او، هر چند بار که مصلحت طفل یا نوجوان اقتضاء کند در تصمیم خود تجدیدنظر نماید.

با توجه به ماده ۸۹ قانون مجازات اسلامی – درباره نوجوانانی که مرتکب جرم تعزیری می شوند و سن آنها در زمان ارتکاب، بین پانزده تا هجده سال تمام شمسی است مجازات های زیر اجراء می شود:

الف- نگهداری در کانون اصلاح و تربیت از دو تا پنج سال در مورد جرائمی که مجازات قانونی آنها تعزیر درجه یک تا سه است. ب- نگهداری در کانون اصلاح و تربیت از یک تا سه سال در مورد جرائمی که مجازات قانونی آنها تعزیر درجه چهار است.

پ- نگهداری در کانون اصلاح و تربیت از سه ماه تا یک سال یا پرداخت جزای نقدی از ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال تا چهل میلیون (۴۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال یا انجام یکصد و هشتاد تا هفتصد و بیست ساعت خدمات عمومی رایگان در مورد جرائمی که مجازات قانونی آنها تعزیر درجه پنج است.

ت- پرداخت جزای نقدی از یک میلیون (۱.۰۰۰.۰۰۰) ریال تا ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال یا انجام شصت تا یکصد و هشتاد ساعت خدمات عمومی رایگان درمورد جرائمی که مجازات قانونی آنها تعزیر درجه شش است.

ث- پرداخت جزای نقدی تا یک میلیون (۱.۰۰۰.۰۰۰) ریال در مورد جرائمی که مجازات قانونی آنها تعزیر درجه هفت و هشت است.

تبصره ۱- ساعات ارائه خدمات عمومی، بیش از چهار ساعت در روز نیست.

تبصره ۲- دادگاه می تواند با توجه به وضع متهم و جرم ارتکابی، به جای صدور حکم به مجازات نگهداری یا جزای نقدی موضوع بندهای (الف) تا (پ) این ماده، به اقامت در منزل در ساعاتی که دادگاه معین می کند یا به نگهداری در کانون اصلاح و تربیت در دو روز آخر هفته حسب مورد برای سه ماه تا پنج سال حکم دهد

همچنین در 90 ماده قانون مجازات اسلامی عنوان گردیده است:

 

دادگاه می تواند با توجه به گزارش های رسیده از وضع طفل یا نوجوان و رفتار او در کانون اصلاح و تربیت یک بار در رأی خود تجدیدنظر کند و مدت نگهداری را تا یک سوم تقلیل دهد یا نگهداری را به تسلیم طفل یا نوجوان به ولی یا سرپرست قانونی او تبدیل نماید. تصمیم دادگاه مبنی بر تجدیدنظر در صورتی اتخاذ می شود که طفل یا نوجوان حداقل یک پنجم از مدت نگهداری در کانون اصلاح و تربیت را گذرانده باشد. رأی دادگاه در این مورد قطعی است. این امر مانع استفاده از آزادی مشروط و سایر تخفیفات قانونی با تحقق شرایط آنها نیست.

در مواد 91 الی 95 قانون مجازات اسلامی نکات مهمی در رابطه با جرایم و مجازات اطفال بزهکار به چشم می خورد که در ادامه به شرح آن پرداخته ایم:

ماده ۹۱- در جرائم موجب حد یا قصاص هرگاه افراد بالغ کمتر از هجده سال، ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازات های پیش بینی شده در این فصل محکوم می شوند. تبصره- دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل می تواند نظر پزشکی قانونی را استعلام یا از هر طریق دیگر که مقتضی بداند، استفاده کند.

ماده ۹۲- در جرائمی که مستلزم پرداخت دیه یا هر ضمان مالی دیگری است، دادگاه اطفال و نوجوانان مطابق مقررات مربوط به پرداخت دیه و خسارت حکم می کند.

ماده ۹۳- دادگاه می تواند درصورت احراز جهات تخفیف، مجازات ها را تا نصف حداقل تقلیل دهد و اقدامات تأمینی و تربیتی اطفال و نوجوانان را به اقدام دیگری تبدیل نماید.

ماده ۹۴- دادگاه می تواند در مورد تمام جرائم تعزیری ارتکابی توسط نوجوانان، صدور حکم را به تعویق اندازد یا اجرای مجازات را معلق کند.

ماده ۹۵- محکومیت های کیفری اطفال و نوجوانان فاقد آثار کیفری است.

‌در ماده ۱۷ قانون مربوط به تشکیل دادگاه اطفال بزهکار موارد زیر قید گردیده است: در مورد اطفالی که سن آنان بیش از ۶ سال تمام و تا ۱۲سال تمام است در صورتی که مرتکب جرمی شوند بر حسب مورد تصمیمات زیر‌اتخاذ خواهد شد:
۱ – تسلیم با اولیاء یا سرپرست با اخذ تعهد به تأدیب و ترتیب و مواظبت در حسن اخلاق طفل.
۲ – اعزام طفل به کانون اصلاح و تربیت به منظور تأدیب و تربیت برای مدت از یک ماه تا ۶ ماه (‌در مواردی که به جهتی از جهات ولی یا سرپرست‌صلاحیت ندارد و یا الزام او به تأدیب و ترتیب و مواظبت در حسن اخلاق طفل ممکن نباشد)

‌همچنین بر اساس ماده ۱۸ قانون مربوط به تشکیل دادگاه اطفال بزهکار – در مورد اطفالی که بیش از ۱۲ سال تمام و تا ۱۸ سال تمام دارند هر گاه مرتکب جرمی شوند بر حسب مورد تصمیمات زیر اتخاذ خواهد‌گردید:
۱ – تسلیم به اولیاء یا سرپرست با اخذ تعهد به تأدیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق طفل.
۲ – سرزنش و نصیحت به وسیله قاضی دادگاه.
۳ – اعزام به کانون اصلاح و تربیت از سه ماه تا یک سال.
۴ – اعزام به زندان کانون اصلاح و تربیت در مورد اطفالی که سن آنان بیش از پانزده سال تمام است از شش ماه تا پنج سال.

انجام مشاوره حقوقی

بایستی بپذیریم که کودکان و نوجوانان فاقد قدرت تصمیم گیری و تشخیص مسائل مختلف هستند و در بسیاری از موارد شتاب زده عمل می کنند. البته این امر بر کسی پوشیده نیست که اوضاع و احوال اقتصادی و فرهنگی جامعه در این روند بسیار تاثیرگذار است و کودکانی که در شرایط نامساعد و مناطق جرم خیز رشد می کنند، طبیعتا گرایش بیشتری برای ارتکاب جرم نشان می دهند. به همین دلیل منطقی نیست که مجازات های بزرگسالان را در رابطه با آنها اعمال کنیم و منتظر اصلاح و تربیت آنها باشیم.

تجربه ی سال های اخیر نشان داده است که رویکرد و نحوه ی تربیت و اصلاح کودکان و نوجوانان با بزرگسالان متفاوت است و همین امر روی نحوه ی مجازات آنها نیز تاثیرگذار خواهد بود.

حضور وکیل متخصص و باتجربه در این امر می تواند جزئیات قانونی بیشتری را در اختیار شما قرار دهد و پرونده ی شما را در مسیر درست قانونی پیش ببرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با وکلای فرنام داد در ارتباط باشید.

وکیل داوری (انجام 100% امور داور)

وکیل داوری در تهران ، حل و فصل اختلافات و مشکلات در کمترین زمان ممکن ، بدون نیاز به مراجعه به دادگاه و دادسرا و… : اختلاف و حل مسائل ناشی از آن جزء آن دست از مشکلاتی است که همواره بشر با آن دست به گریبان بوده. اختلاف نظر در تفسیر مواد مندرج در قرار داد و یا عدم ایفای تعهدات موجود در قرار داد از جمله این موارد است.

اگرچه قانون گذار چگونگی حل این اختلافات را در پیش بینی نموده اما مراجعه به محاکم به دلیل آن که نیازمند صرف زمان و حتی هزینه زیادی می شود. ممکن است برای همه افراد و یا در تمام امور بهترین راه حل نباشد به همین خاطر داوری در قانون کشور ما پیش بینی شده است تا اشخاص بتوانند با مراجعه به داور در هزینه و زمان خود صرفه جویی نمایند و هم زمان نیز اختلافات خود را حل و فصل کنند.

در ادامه وکیل حقوقی که قانون در خصوص داوری برای شهروندان در نظر گرفته است را بیان می کند. جهت کسب اطلاعات بیشتر با وکلای فرنام داد همراه باشید.

وکیل داوری متخصص

کاربرد داوری بر اساس قانون

در قانون آمده است همه اشخاصی که شرایط طرح دعوا در مراجع قضایی را دارا هستند می توانند جهت حل اختلاف خود به یک یا چند نفر داور مراجعه کنند.

نکته : موارد فوق اعم از آن است که در دادگاه دعوایی مطرح شده باشد یا خیر

بنابراین افراد می توانند ضمن معامله و یا قرارداد های خود برای حل اختلافاتی که ممکن است در آینده ایجاد شود به داور یا داوران رجوع کنند همچنین می توانند داور و یا داوران خود را پیش از به وجود آمدن منازعه و در ضمن قرار داد انتخاب نمایند.

در صورت عدم انتخاب داور در قرار داد چه اقدامی می توان کرد ؟

پاسخ : چنانچه افراد در قرارداد و یا معامله صورت گرفته داوران خود را انتخاب نکرده باشند و یا در زمان اختلاف نخواهند داور خود را معرفی کنند و همچنین وقتی که طرفین نتوانند در خصوص داور ثالث به توافق برسند . هر یک از طرفین می توانند با ارسال اظهار نامه به طور قانونی داور خود را معرفی و از طرف مقابل در خواست تعیین و معرفی داور را ظرف ده روز بخواهد.

در حالتی که طرف معامله علی رغم ارسال اظهارنامه نسبت به معرفی داور اقدام نکند طرف دیگر می تواند تعیین وکیل داوری را از دادگاه بخواهد.

دادگاه صالح در تعیین داور کدام دادگاه می باشد ؟

دادگاه صلاحیت دار در تعیین داور دادگاهی است که بر اساس قانون نسبت به اصل دعوا صلاحیت رسیدگی دارد.

نکته : طرفین می توانند نسبت به انتخاب دادگاه معین با یکدیگر توافق نمایند.

تعداد وکیل داوری در قرارداد داوری

در صورتی که در قرارداد داوری تعداد وکیل داوری مشخص نشده باشد و امکان حصول توافق نیز وجود نداشته باشد. بنا بر قانون آیین دادرسی مدنی هر یک از طرفین باید یک داور از طرف خود معرفی و باهم بر سر داور سوم نیز تراضی نمایند.

نکته : لازم به ذکر است که طرفین معامله در زمان انتخاب داور بایستی به محدودیت های قانونی در خصوص انتخاب داور توجه کنند. از جمله این محدودیت ها می توان به عدم داشتن اهلیت بر اساس قانون و یا محرومیت افراد از داوری بنا بر رای قطعی دادگاه اشاره نمود.

نکته : قضات و کارمندان قوه قضاییه نمی توانند به عنوان داور تعیین شوند حتی در صورت وجود توافق بین طرفین قرار داد.

آیا در خصوص اموال عمومی و دولتی می توان به داور مراجعه کرد؟

بله – در مورد اموال عمومی و دولتی نیز می توان با رعایت شرایط قانونی اختلافات را از طریق نهاد داوری حل نمود. در قانون آمده است در دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی مراجعه به داور تنها با تصویب هیات وزیران و اطلاع مجلس امکان دارد.

نکته : در دعاوی که یک طرف اختلاف خارجی باشد و یا بر اساس قانون مهم باشد بایستی به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.

با توجه به توضیحات و نکات ذکر شده در خصوص وکیل داوری کاملاً مشخص است که این امر از امور تخصصی می باشد و ممکن است در اثر نا آگاهی مشکلاتی را برای افراد ایجاد کند بنابراین مراجه به وکیل داوری و مشورت با ایشان قبل هر گونه اقدامی ضروری به نظر می رسد.

بدین داوری نزد داور شویم           بجایی که هردو برابر شویم

شکل گیری مناسبات و گستردگی روابط پیچیده ی انسانی باعث به وجود آمدن سطوح مختلفی از رابطه ی حقوقی میان افراد جامعه گردیده است. در این میان بروز اختلافات حقوقی چندان دور از ذهن نیست و در چنین شرایطی اولین گزینه ای که به ذهن اصحاب دعوی می رسد، مراجعه به محاکم قضایی است. اما نهادی وجود دارد که می توان در فضایی دوستانه تر و صلح آمیزتر به حل اختلافات حقوقی افراد پرداخت و به آن پایان داد. داوری، راه حل متفاوتی است که می تواند اختلافات حقوقی افراد را حل و فصل نماید. آیا با نهاد داوری آشنایی دارید؟ به نظر شما داوری مختص کدام دسته از دعاوی است؟

نگاهی به نهاد داوری از منظر قوانین ایران

قانون مرجع محکم و معتبری است که به مناسبات و روابط افراد در جامعه شکل می دهد و به آن جهت می بخشد. به عبارت دیگر بخش بزرگی از زندگی همه ی ما زیر سایه ی قانون است و همه ی ما به نوعی در تلاشیم تا فعالیت های روزمره ی خود را بر اساس قانون پیش ببریم.

این موضوع به ویژه در توافقات و قراردادهای حقوقی بیشتر حائز اهمیت است. اما علی رغم وجود چارچوب های قانونی گاه مناسبات و روابط افراد از مسیر قانونی خود خارج می شود و اختلافاتی به وجود می آید. در چنین شرایطی نهاد داوری می تواند برای حل اختلافات میان افراد گزینه ای مناسبی باشد.

وکیل داوری در لغت به معنای قضاوت کردن است. مفهوم حقوقی داوری به این معناست که حل اختلافات حقوقی افراد به شخصی که منتخب طرفین دعواست از طریق قرارداد داوری سپرده شود. مراجعه به محاکم دادگستری علاوه بر صرف هزینه ی بالا، بسیار زمان بر است و برای بسیاری از افراد خوشایند نیست.

شکایت در محاکم قضایی مستلزم آگاهی کامل از روند دادرسی ، مراحل و تشریفات رسمی و قانونی آن است و طبیعتا تمامی افراد بر این امر مسلط نیستند. علاوه بر این افراد ترجیح می دهند که به مشکلات و اختلافات حقوقی خود در محیطی دوستانه تر و به دور از تشنج و تنش های دادگاه پایان دهند. تجربه نشان داده که امکان صلح و سازش میان اصحاب دعوی به مراتب کمتر می شود.

نکات مهم داوری

در چنین شرایطی وکیل داوری می تواند از طریق حذف مراحل فوق شرایط مساعد تر و ایده آل تری برای حل اختلافات افراد ایجاد نماید و طبیعتا از مراجعه ی افراد به محاکم دادگستری نیز می کاهد.

وکیل داوری یا میانجیگری سابقه ای دیرینه در تمدن ایران دارد و در بسیاری از تمدن های تاریخی دنیا نیز به چشم می خورد.

شما می تواند داور را از میان افراد حقیقی و یا حقوقی انتخاب کنید و در قرارداد خود و یا در قرارداد داوری جداگانه ای که تنظیم می کنید به آن اشاره نمایید. همچنین می توانید به حدود وظایف داور اشاره کرده و دایره ی آن را مشخص کنید.

تنظیم قرارداد وکیل داوری در هر شرایطی امکانپذیر است و شما می توانید در هر مرحله از توافقات خود آن را منعقد نمایید

برای مطالعه ی بیشتر در این خصوص می توانید به باب هفتم از قانون آیین دادرسی مواد 454 الی 501 مراجعه نمایید که تفصیلا به شرح موضوع داوری پرداخته شده است.

بهتر است بدانید :

وکیل داوری فقط با توافق و رضایت طرفین دعوی قابل عزل است و حکم داوری در نهایت برای اصحاب دعوی لازم الاجرا خواهد بود.

افراد پس از بروز اختلافات حقوقی و پیش از مراجعه به دادگاه می توانند توافق نامه ی داوری را منعقد نمایند. البته پس از مراجعه به دادگاه نیز امکان تراضی برای مراجعه به نهاد داوری وجود دارد. در چنین شرایطی روند دادرسی پرونده متوقف می گردد و حل اختلاف از طریق داوری پیش می رود.

در صورت بطلان عقد یا قرارداد اصلی قرارداد داوری که به دنبال آن شکل گرفته نیز باطل می گردد. در واقع قرارداد داوری تابعی از قرارداد اصلی است.

داوری می تواند به شکل قرارداد مطلق و یا مقید تنظیم شود. قرارداد داوری مطلق به طور عام تمامی موضوعات حقوقی را در بر می گیرد ولی قرارداد وکیل داوری مقید پیرامون موضوع خاصی شکل می گیرد.

تعداد داوران با توافق اصحاب دعوی تعیین می شود. امکان انتخاب سرداور نیز وجود دارد.

افراد محجور، مجنون، قضات، کارمندان شاغل در مراجع قضایی و … نمی توانند به عنوان داور انتخاب شوند. همچنین افرادی که به دنبال مجازات های تبعی و به حکم دادگاه از انتخاب به عنوان داور محروم هستند، نمی توانند به عنوان داورهای طرفین انتخاب شوند.

امکان انتخاب و نصب داور از جانب دادگاه وجود دارد. در چنین شرایطی دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به پرونده را دارد نسبت به نصب داور اقدام نماید. همچنین امکان انتخاب و نصب داور از طریق شخص ثالث منتخب اصحاب دعوی نیز وجود دارد.

آیا انتخاب داور از میان افراد حقوقی امکانپذیر است؟

بله. شما می توانید داور یا داوران منتخب خود را از میان افراد حقیقی و یا حقوقی انتخاب کنید.

وکیل داوری در وهله ی اول وکیل پایه یک دادگستری است که اطلاعات جامعی از قوانین و مقررات حقوقی کشور دارد اما وجه تمایز او تخصص و تسلط بر مسائل حقوقی مرتبط با داوری است. داوری راهکاری متفاوت برای حل اختلافات حقوقی طرفین قراردادهاست که بر اساس آرای عادلانه و منصفانه می تواند به اختلافات موجود پایان دهد. از این رو قانون برای آن جزئیات و چارچوب های مشخصی را در نظر گرفته که می بایست منطبق با آن پیش رفت. حضور وکیل متخصص و باتجربه می تواند مسیر پیش روی شما را همواتر ساخته و پرونده ی شما را در مسیر درست قانونی قرار دهد.

وکیل داوری می تواند در مقام یک داور میانجیگری را آغاز نموده و قضاوت کند. همچنین ممکن است که وکیل داوری در جایگاه یک وکیل متخصص و باتجربه در جلسات داوری و در کنار موکل خود حضور داشته باشد و ضمن نظارت بر روند داوری پرونده، راهنمایی های حقوقی لازم را انجام دهد. در هر صورت تخصص و دانش وکیل داوری و تجربه ای که از رهگذر زمان حاصل شده است می تواند روند داوری شما را تسهیل بخشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با وکلای فرنام داد در ارتباط باشید.

چگونه از پزشک شکایت کنیم؟

چگونه از پزشک شکایت کنیم؟ شکایت از پزشک در مواقع سهل انگاری، تعمد و قصوری که منجر به آسیب های جسمی و روحی بیمار گردد، امکانپذیر است. طبابت و پزشکی جزء حساس ترین مشاغل هر جامعه محسوب می شوند. پزشکان مسئولیت بسیار سنگینی بر عهده دارند و شغل آنها از ظرافت و پیچیدگی های بسیار بالایی برخوردار است. یک پزشک قبل از هر چیزی با جسم و جان انسان ها سر و کار دارد و بایستی در انجام وظایف و تعهدات خود نهایت دقت را به خرج دهد. در غیر این صورت ضرر و خساراتی به بیمار وارد می گردد که گاه برای همیشه غیرقابل جبران هستند و این امر می تواند چالش های حقوقی بسیاری برای پزشک معالج بیمار به همراه داشته باشد.

  • به نظر شما در چنین مواقعی چگونه از پزشک شکایت کنیم؟
  • قانونگذار ایران چه راهکارهایی برای شکایت از پزشک و و رسیدگی به جرائم پزشکی در نظر گرفته است؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکلای فرنام داد همراه باشید.

 

چگونه از پزشک شکایت کنیم؟

شرایط و نحوه شکایت از پزشک

پزشکی شغلی مقدس با مسئولیتی بسیار بالاست که سراسر تعهد و دقت است. اما مساله ی قصور پزشکی و نارضایتی بیماران موضوعی است که همواره وجود داشته و آمارها نشان می دهد که مساله ی قصور و جرایم پزشکی در پرونده های قضایی زیادی به چشم می خورد. شکایت از پزشک به معنای اقامه ی دعوی کیفری علیه پزشک متخلفی است که از سمت او قصور، عدم دقت، عدم مهارت، بی مسئولیتی و سهل انگاری رخ داده و منجر به خسارات و ضررهای جانی، مالی و روحی برای بیمار گردیده است. در چنین شرایطی پزشک معالج به عنوان مسئول حفظ جان بیمار شناخته می شود و متهم به قصور و یا جرایم پزشکی خواهد بود.

تخلفات و قصور پزشکی دامنه ی بسیار وسیعی را در بر می گیرد. برای مثال: مواردی نظیر قتل، نقص عضو و یا سقط جنین می تواند مصادیقی از تخلفات و جرایم پزشکی به حساب بیاید.

از مهم ترین علل تخلفات و قصور پزشکی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

بی احتیاطی و بی مبالاتی

پزشک حرفه ای و با تجربه موظف است که در رابطه با درمان بیماران خود نهایت دقت و توجه را داشته باشد. هرگونه بی احتیاطی می تواند سلامتی و جان بیمار را با خطر روبرو کند و حتی به مرگ بیمار منجر شود. همچنین هرگونه بی مبالاتی و قصور از سوی پزشک می تواند برای سلامتی و جان بیمار بسیار گران تمام شود. پزشک معالج موظف است که تمام جزئیات و نکات مورد نیاز برای درمان بیمار را مد نظر قرار دهد. در غیر این صورت کوچک ترین غفلتی می تواند سلامتی و وضعیت بیمار را در شرایطی بحرانی قرار دهد. خطاهای پزشکی نیز می تواند در ردیف بی احتیاطی قرار بگیرد که با خطرات و صدمات فراوانی برای بیمار همراه است.

عدم مهارت

مهارت گزینه ای است که می تواند پزشک را متمایز کند و نشان دهد که به تمامی اصول فنی و حرفه ای شغل خود مسلط است. مهارت پزشک از جهات علمی و فنی حائز اهمیت است و قطعا در روند درمان بیماران او موثر خواهد بود. تصور کنید پزشک معالج بیمار مهارت کافی در درمان بیماران خود ندارد چنین شرایطی می تواند وضعیتی بسیار بحرانی و چالش برانگیز برای سلامتی بیمار به همراه داشته باشد و پزشک متخلف را در مقابل قانون پاسخگو خواهد کرد.

برای مثال: هرگونه طبابت و درمان خارج از حیطه ی وظایف و تخصص پزشک معالج می تواند با عدم مهارت او همراه باشد و قطعا جرم است. یک دندانپزشک نمی تواند در مقام یک پزشک متخصص قلب به طبابت بپردازد و در صورت چنین امری مجرم و متخلف شناخته می شود.

افشای اسرار بیمار

پزشک در درجه ی اول محرم و رازدار بیمار خود است. در صورتی که پزشک معالج اسرار بیمار را فاش سازد و اخلاقیات را زیر پا بگذارد، عمل او جرم است و می توان علیه او شکایت کیفری تنظیم نمود.

چگونه شکایت از پزشک را ثبت کنیم؟

بر اساس متون قانونی ایران با آغاز دوره درمان نوعی رابطه ی حقوقی میان پزشک و بیمار به وجود می آید. در چنین شرایطی پاره ای وظایف و تعهدات متقابل میان پزشک معالج و بیمار ایجاد می گردد که آنها را در مقابل یکدیگر و همچنین در محضر قانون مسئول و متعهد می نماید. در نظر داشته باشید که تعهدات و مسئولیت پزشک معالج به مراتب سنگین تر است. به همین دلیل ذره بین قانون بیشتر روی نحوه ی فعالیت پزشک متمرکز است و هرگونه عمل خلاف قانون و اخلاق پزشکی می تواند با مسئولیت کیفری همراه باشد.

در صورت اثبات هرگونه قصور و سهل انگاری از سوی پزشک، پروانه پزشکی او برای مدت زمان موقت و یا برای ابد باطل می گردد و همچنین در صورت سنگین بودن خسارات وارده مجازات های قانونی به همراه پرداخت دیه در انتظار پزشک است.

برای شکایت از پزشک، سازمان نظام پزشکی به عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات پزشکان شناخته می شود. تخلفات پزشک از طریق ادله و مدارک موجود در کمیته ی نظام پزشکی مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت یکی از گزینه های زیر به عنوان مجازات پزشک متخلف در نظر گرفته می شود:

  • تذکر و یا توبیخ شفاهی
  • اخطار و یا توبیخ کتبی همراه با درج آن در پرونده نظام پزشکی
  • توبیخ کتبی پزشک متخلف همراه با درج آن در پرونده نظام پزشکی و الصاق رای در تابلوی اعلانات نظام پزشکی محل
  • محرومیت از اشتغال به حرفه ی پزشکی برای مدت زمان سه ماه تا یک سال در محل ارتکاب تخلف یا جرم
  • محرومیت از اشتغال به حرفه ی پزشکی برای مدت زمان سه ماه تا یک سال در سرتاسر کشور
  • محرومیت از اشتغال به حرفه ی پزشکی برای مدت زمان بیش از یک سال الی پنج سال در سرتاسر کشور
  • محرومیت دائم از اشتغال به حرفه ی پزشکی در سرتاسر کشور

ثبت شکایت در سازمان نظام پزشکی منطقه گزینه ای است که برای شکایت از پزشک در نظر گرفته شده است.

البته حسب مورد شکایت از پزشک می تواند از طریق دادگاه عمومی، دادسرای ویژه جرایم پزشکی، شورای حل اختلاف ویژه امور بهداشت و یا در نهایت سازمان تعزیرات حکومتی پیگیری گردد. پس از مراجعه به مرجع صلاحیتدار مورد نظر می توانید ادله و مدارک مورد نیازی که قصور و تخلفات پزشک را اثبات می نماید، ارائه دهید و شکایت خود را ثبت کنید.

احضار بیمار (خوانده)، استعلام از بیمارستان، شهادت شهود ، ارجاع بیمار به پزشکی قانونی و یا ارجاع پرونده به کمیسیون پزشکی بخشی از فرایند دادرسی است که دستور آن را قاضی پرونده در فرایند رسیدگی صادر خواهد کرد.

انجام شکایت و پیگیری پرونده با وکیل

در سال های اخیر آمار جرایم و قصورات پزشکی افزایش قابل توجهی داشته و بیماران و پزشکان را با چالش های متعددی مواجه نموده است. بخش مهمی از چالش ها را می توان در حوزه ی عمل های زیبایی مشاهده نمود. متاسفانه آمار عمل های زیبایی به شدت افزایش پیدا کرده و طبیعتا قصور و تخلفات پزشکی در این حوزه بیشتر به چشم می خورد.

در چنین شرایطی می توانید روی قانون به عنوان یک نهاد حامی و بازدارنده حساب باز کنید و شکایت خود را ثبت نماید. در نهایت انتخاب وکیل متخصص و باتجربه می تواند پرونده ی شما را در مسیر قانونی درست قرار دهد .

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با وکلای فرنام داد در ارتباط باشید.

3 قانون نگهداری از سگ در آپارتمان + نحوه شکایت

مزاحمت نگهداری از سگ در آپارتمان و مجتمع مسکونی ،  : نگهداری از حیوانات خانگی به خصوص سگ این روزها در جامعه ی ما بسیار باب شده است. به طوری که علی رغم توصیه های مذهبی شاهد حضور پررنگ سگ ها و نگهداری از آنها در منازل و آپارتمان ها هستیم. حتی در بسیاری از موارد سگ به عنوان یکی از اعضای خانواده شناخته می شود. به نظر شما نگهداری از سگ در آپارتمان جرم محسوب می شود؟

امروزه کشمکش های بسیار زیادی بین مخالفین و موافقین نگهداری از سگ به چشم می خورد. از آنجایی که قوانین منسجم و یکپارچه ای در این زمینه به چشم نمی خورد بالتبع حساسیت های موضوع بالاست. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید…

نگهداری از سگ و سگ گردانی از منظر نظام حقوقی ایران

در هیچ یک از متون قانونی ایران صراحتا به جرم بودن نگهداری از سگ در آپارتمان و سگ گردانی اشاره نشده است. پس هیچگونه قانونی برای استناد به چنین امری به چشم نمی خورد. اما باید بدانید قوانینی وجود دارد که متضمن پاره ای اصول کلی هستند که از طریق تفسیر آنها می توان نتیجه گرفت نگهداری از سگ در آپارتمان و سگ گردانی در پاره ای موارد جرم است.

قوانین نگهداری از سگ در آپارتمان

در رابطه با سگ گردانی در معابر به استناد مواد 522 و 523 قانون مجازات اسلامی هرگاه سگی به هر علتی به سمت افراد حمله کرده و یا پارس کند به گونه ای که موجب ترس و وحشت سایر افراد گردد صاحب حیوان تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد. در صورت فوت شخص صاحب حیوان به قصاص محکوم می گردد. به طور کلی تمامی مسئولیت کیفری چنین امری با صاحب سگ می باشد.

نگهداری از سگ در داخل منزل جرم محسوب می گردد؟

مهم ترین نکته ای که در این رابطه وجود دارد اشاره به این موضوع است که نگهداری از سگ در داخل منزل جرم نیست. به طور کلی هر شخصی می تواند داخل واحد مسکونی خویش از سگ خود نگهداری نماید. اما این موضوع زمانی بحث برانگیز می شود که نگهداری از سگ همراه با سر و صدا، انتشار بیماری و آلودگی و آزار و اذیت همسایه ها همراه باشد. چنین مسأله ای از نظر قانونی قابل رسیدگی خواهد بود .

امروزه با رواج نگهداری از سگ در آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی چنین موضوعی بیشتر از قبل به چشم می خورد. آپارتمان نشینی با محدودیت ها و قوانین خاصی همراه است. بنابراین چنان که یکی از واحد ها اقدام به نگهداری از سگ نماید در صورت اثبات آزار و اذیت می تواند یکی از مصادیق مزاحمت و همسایه آزاری به حساب آمده و قابل برخورد قانونی خواهد بود.

برای اثبات چنین امری همسایه های بایستی طی یک شکایت اثبات کنند که نگهداری از سگ با سر و صدا و انتشار آلودگی همراه است و باعث ایجاد مزاحمت برای همسایه ها شده است. به خصوص پارس کردن سگ که می تواند یکی از مصادیق سلب آرامش و مزاحمت باشد.

در رابطه با نگهداری از سگ در آپارتمان چگونه شکایت کنیم ؟

در صورتی که یکی از همسایه ها در ساختمان و یا مجتمع مسکونی محل زندگی شما اقدام به نگهداری از سگ و یا سگ گردانی در مشاعات می نماید ابتدا میزان مزاحمت و درجه ی تهدید را بسنجید. آیا واقعا سر و صدایی وجود دارد که آزار دهنده است؟ از نظر انتشار آلودگی و بیماری موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا کودک شما از سگ می ترسد؟ خطر گازگرفتگی سگ وجود دارد؟

در صورتی که پاسخ شما به تمامی این پرسش ها مثبت باشد شما حق شکایت از چنین موضوعی را دارید. اما در نظر داشته باشید که چنین امری بایستی کاملا محترمانه و قانونی صورت پذیرد . چرا که دعوا ، توهین و درگیری روش مناسبی نخواهد بود و نتیجه ای در بر نخواهد داشت. به این منظور قانون دو روش زیر را برای حل این مشکل در نظر گرفته است:

  • از طریق مراجع قضایی شکایت خود را مبنی بر سلب آسایش عمومی و مزاحمت آغاز نمایید.
  • اعتراض خود را مبنی بر نگهداری از سگ طی یک اظهارنامه ی کتبی به کمک هیئت مدیره ی ساختمان به صاحب سگ اعلام نمایید.

برای نگهداری از سگ در آپارتمان و سگ گردانی بایستی به کدام قوانین استناد کرد؟

در رابطه با سگ گردانی در معابر و انظار عمومی متن قانونی صریح و مشخصی وجود ندارد. اما همانطور که پیشتر اشاره کردیم با استناد به تفسیر پاره ای قوانین می توان نتیجه گرفت که سگ گردانی تحت شرایط خاصی جرم محسوب می گردد. این قوانین به شرح زیر می باشد:

1- آیین نامه ی اجرای قانون تملک آپارتمان ها

یکی از مهم ترین قوانینی که در زمینه ی جرم بودن سگ گردانی به آن استناد می شود آیین نامه ی اجرای قانون تملک آپارتمان می باشد. با توجه به ماده ی 3 این قانون قسمت هایی از ساختمان و متعلقات آن که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم مورد استفاده ی تمامی شرکا ( همسایه ها ) می باشد به عنوان قسمت های مشترک به حساب می آید و نمی توان حق انحصاری بر آن قائل شد.

تبصره ی این ماده متضمن یک اصل بسیار مهم می باشد: گذاردن میز و صندلی و هر نوع اشیای دیگر و همچنین نگهداری از حیوانات در قسمت‌های مشترک ممنوع می باشد. قسمت ‌‌های مشترک در ملکیت مشاع تمامی شرکای ملک قرار دارد. هرچند که در قسمت‌های اختصاصی واقع شده باشد و یا از آن قسمت ‌‌ها عبور نماید.

با تفسیر چنین قانونی می توان نتیجه گرفت که نگهداری از سگ و هرگونه حیوان خانگی در قسمت های مشاع ممنوع است. یعنی امکان شکایت و برخورد قانونی با چنین مسأله ای وجود دارد. این امر شامل عبور سگ ، تردد، نگهداری و هرگونه مورد مشابه می گردد. همچنین منظور از این تبصره تمامی حیوانات اعم از اهلی و وحشی می باشد. بنابراین تفاوتی از این نظر وجود ندارد و تمامی نژاد های سگ را در بر می گیرد.

2- قانون مجازات اسلامی

ماده ی 688 قانون مجازات اسلامی از جمله قوانین مهم است که در رابطه با ممنوعیت نگهداری از سگ در آپارتمان و جرم بودن آن قابل استناد است. در متن این ماده به موارد زیر اشاره شده است:

هرگونه اقدامی که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود از قبیل:

  • آلوده کردن آب آشامیدنی یا توزیع آب آشامیدنی آلوده.

  • دفع غیر ‌بهداشتی فضولات انسانی و دامی و مواد زائد.

  • ریختن مواد مسموم‌کننده در رودخانه‌ها.

  • زباله در خیابان‌ها و کشتار غیرمجاز دام.

  • استفاده غیرمجاز فاضلاب خام یا پس آب تصفیه خانه ‌های فاضلاب برای مصارف کشاورزی.

ممنوع می‌باشد و مرتکبین چنانچه طبق قوانین خاص مشمول مجاز شدیدتری نباشند به حبس تا یک سال محکوم می گردند.

پیشتر اشاره کردیم که نگهداری از سگ و حیوانات خانگی با انتشار آلودگی و بیماری همراه است و نوعی تهدید علیه بهداشت عمومی به شمار می رود. بنابراین در صورتی که همسایه ها بتوانند چنین امری را اثبات نمایند که نگهداری از سگ بهداشت عمومی ساختمان و همسایه ها را می تواند تهدید نماید، امکان برخورد قانونی با چنین موضوعی وجود دارد.

3- قانون نکهداری از سگ در اطراف شهر و روستا ها

در نظر داشته باشید که این موضوع فقط شامل آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی داخل شهر می باشد. در رابطه با املاک اطراف شهر ، روستا ها، باغ ها، زمین های کشاورزی و به طور کلی در چنین مناطقی هدف از نگهداری سگ کاملاً قابل قبول است . چرا که عمدتاً نگهداری از سگ به منظور نگهبانی و محافظت می باشد. بنابراین انتشار آلودگی و سر و صدا قابل توجیه نیست.

مشاوره حقوقی و طرح شکایت

در رابطه با نگهداری از سگ در آپارتمان و سگ گردانی چالش ها و کشمکش های زیادی وجود دارد. موافقین این امر آن را نقض حقوق شهروندی و تجاوز به حریم خصوصی می دانند. چرا که سگ به عنوان یک دارایی شخصی شناخته شده و کسی نمی توان مانع این امر گردد. از طرفی از آنجایی که قوانین صریحی در این زمینه وجود ندارد به شبهات دامن زده است.

اما مخالفین این قضیه که تعداد آن کم نیست اساس قضیه را جرم دانسته و خواهان ممنوعیت آن هستند. در هر صورت بایستی به این نکته توجه داشت که نگهداری از سگ در آپارتمان و سگ گردانی جرم نیست. جرم بودن قضیه از جایی نشأت می گیرد که توأم با سر و صدا و انتشار آلودگی و بیماری باشد. به خصوص در آپارتمان ها مجتمع های مسکونی که تعداد زیادی از ساکنین در یک محل واحد زندگی می کنند.

روش های وصول سفته

وصول سفته و به اجرا گذاشتن آن با تنظیم واخواست سفته آغاز می شود و با ارائه ی دادخواست مطالبه سفته از طریق دادگاه حقوقی پیگیری می شود.بایستی در نظر داشته باشید که در عمل چک و سفته تفاوت های مهمی با یکدیگر دارند. به طوری که روش های وصول سفته با چک  متفاوت است.

امروزه سفه کاربردهای بسیاری در جامعه ی ما دارد و با مقاصد مختلفی مورد استفاده ی افراد قرار می گیرد. یکی از چالش هایی که در رابطه با سفته مطرح می باشد، نحوه ی وصول آن است. به نظر شما چه روش هایی برای وصول سفته وجود دارد؟ در ادامه با وکیل سفته همراه باشید.

سفته را بیشتر بشناسیم

بر اساس قانون تجارت ایران، سفته یا فته طلب نوعی سند تجاری عادی است. صادرکننده ی آن متعهد می گردد که مبلغ درج شده روی سفته را در تاریخی مشخص و یا به صورت عندالمطالبه به دارنده ی سفته پرداخت نماید. از آنجایی که سفته تمامی ویژگی های بارز و مهم اسناد تجاری را داراست، نقش بسیار مهمی در امور تجاری و بازرگانی بر عهده دارد.

روش های وصول سفته

در گذشته های دور بازرگانان از سفته به منظور افزایش امنیت معاملات خود استفاده می نمودند. به این صورت که هرگاه بازرگانی قصد داشت از شهری به شهر دیگر سفر کند به جای انتقال پول که می توانست بسیار پرریسک باشد، از سفته استفاده می کرد.اما یکی از کاربردهای وسیع و گسترده ی سفته در جامعه ی ما، استفاده از آن به عنوان تضمین است. این تضمین می تواند از جهات گوناگونی مطرح و مبالغ مختلفی برای آن در نظر گرفته شود. برای مثال: سفته تضمین حسن انجام کار.

بر خلاف چک مبالغ سفته روی آن چاپ شده و افراد می توانند مبلغ مورد نظر خود را خریداری کنند. هر برگ سفته از قسمت های معینی تشکیل شده که بایستی جاهای خالی آن پر شود. تاریخ، نام متعهد، نام دارنده ی سفته، محل پرداخت مبلغ سفته، محل اقامت متعهد سفته و در پایان  امضای سفته می باشد.

روش های وصول سفته

قبل از بررسی روش های مطالبه سفته خاطرنشان می کنیم که اولین قدم برای وصول و مطالبه ی سفته تکمیل و صدور قانونی آن است. تمامی نکات قانونی تکمیل سفته و صدور آن بایستی رعایت گردد. در غیر این صورت نمی توان اعتباری برای سفته ی مورد نظر قائل شد. حال به شرط اعتبار سفته و رعایت نکات قانونی برای تکمیل و صدور آن می توان برای مطالبه و وصول آن اقدام نمود. همچنین تمامی قواعد و مقررات ظهرنویسی در رابطه با سفته قابل اعمال است.

در رابطه با وصول و مطالبه ی سفته دریافت خسارت نیز امکانپذیر می باشد. با توجه به ماده ی 522 قانون آیین دادرسی مدنی  در دعاویی که موضوع آن دِ‌ین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت‌ تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط‌ بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد، مگر این‌ که طرفین به نحو دیگری مصالحه نمایند.

متذکر می شویم که برای وصول سفته نمی توان از طریق روش های کیفری اقدام نمود و صرفا روش حقوقی برای مطالبه ی آن پیش بینی شده است. 

وصول سفته از طریق دادگستری

یکی از روش های قانونی وصول سفته مطالبه ی آن از طریق مراجع دادگستری است. هرگاه متعهد سفته به صورت عندالمطالبه یا در موعد مندرج در سفته به تعهدات خود عمل نکند، دارنده ی سفته می تواند دادخواستی علیه متعهد یا متعهدین سفته تنظیم نموده و تقدیم دادگاه حقوقی صالح نماید. در ادامه چنانچه اموالی از متعهد یا متعهدین معرفی شود، دستور توقیف و بازداشت اموال از سوی دادگاه صادر می گردد. در غیر این صورت بازداشت محکوم یا محکومین صورت می پذیرد.

در نظر داشته باشید که بر اساس رویه ی موجود هرگاه مبلغ سفته تا سقف 20 میلیون تومان باشد شورای حل اختلاف صالح به رسیدگی است. برای مبالغ بالای 20 میلیون تومان، دادگاه حقوقی محل اقامت صادرکننده ی سفته به عنوان مرجع قضایی صالح جهت رسیدگی به شکایت شناخته می شود.

مطالبه ی سفته جزء دعاوی مالی حقوقی به شمار می رود و مستلزم پرداخت هزینه ی دادرسی است. همچنین بر خلاف تصور عموم وصول سفته از طریق اجرائیات ثبت امکانپذیر نمی باشد.

پیگیری پرونده با وکلای فرنام داد

سفته و چک به عنوان مهم ترین اسناد تجاری در ایران شناخته می شوند. علی رغم شباهت های ظاهری این دو سند تجاری، در بطن آن تفاوت های مهمی به چشم می خورد که نحوه ی وصول این دو را با یکدیگر متفاوت ساخته است. اینکه سفته راهکاریست برای تأمین اعتبار یا وسیله ی پرداخت دین در هر صورت قانون مطالبه و وصول مبلغ آن را امکانپذیر ساخته است.

واخواست سفته یا مطالبه ی قانونی وجه سفته 10 روز پس از سررسید سفته در نظر گرفته شده است و در این مدت زمان افراد می توانند شکایات خود را مطرح نمایند. حضور وکیل متخصص و باتجربه در این امر می تواند در تسریع روند پرونده ی شما تأثیرگذار باشد و ضمن جلوگیری از اطاله ی دادرسی ، بهترین نتایج را در کوتاه ترین زمان برای پرونده ی شما رقم بزند.

اقاله چیست؟ + 7 شرط اساسی

تعریف و شرایط اقاله چیست؟ با وکلای فرنام داد :  اقاله از نظر حقوقی به توافق طرفین مبنی بر فسخ و برهم زدن قراردادی گفته می شود که در گذشته میان آنها منعقد گردیده . با توجه به وجود عنصر توافق و رضایت دوجانبه به نظر می رسد که اقاله نوعی عقد است و  موجب از بین رفتن عقد اولیه می گردد و تمام یا قسمتی از آثار آن را از میان می برد.

رضایت و توافق افراد در قرارداد ها از دیدگاه قانون بسیار حائز اهمیت است. به طوری که در این راستا قانونگذار ساز و کار هایی پیش بینی نموده تا دایره ی اختیارات و توافقات دوجانبه ی افراد را هرچه بیشتر حمایت کند و تحت سیطره ی خود قرار دهد. اقاله یکی از این ساز و کار های قانونی است که می تواند دایره ی وسیعی از اختیارات را برای طرفین یک قرارداد ایجاد نماید. در ادامه با توضیحات وکیل حقوقی همراه باشید.

 اقاله به چه معناست؟

اقاله چیست؟

از نطر حقوقی اقاله به شرایطی اشاره می کند که طرفین یک عقد یا قرارداد با توافق و رضایت دوجانبه ی خویش برای فسخ و برهم زدن آن اقدام می نمایند. چنین امری از نظر قانونی امکانپذیر می باشد و شرط اصلی آن توافق و رضایت دوجانبه ی طرفین قرارداد است. درصورت تحقق اقاله تمامی آثار و تبعات حقوقی و همچنین تمامی تعهدات ناشی از قرارداد باطل می گردد و جنبه ی الزام آور و حقوقی آن از بین می رود.

در واقع اقاله ریشه ی فقهی دارد و از احکام شریعت اسلامی به نظام حقوقی ایران راه یافته است. قبل از تراضی برای اقاله به موارد زیر توجه داشته باشید:

  • انعقاد عقد نخست به صورت صحیح و قانونی
  • لازم بودن عقد و یا قرارداد از سوی دو طرف و یا یک طرف آن
  • توافق و تراضی دوجانبه از سوی طرفین قرارداد یا عقد

7 نکته ی مهم در رابطه با اقاله

  1. برای اقاله هرگونه لفظ و فعلی که دلالت بر آن نماید کافیست و نیازی به رعایت تشریفات قانونی خاصی نمی باشد. البته باید متذکر شد که چنین اختیاری در رابطه با عقد نکاح کمی متفاوت است و نیازمند تشریفات قانونی است که تحت عنوان طلاق توافقی شناخته می شود.
  2. بعد از انعقاد تمامی عقود و قرارداد ها طرفین می توانند برای اقاله و فسخ قرارداد یا عقد اقدام نمایند.
  3. برای اقاله محدودیتی از نظر قانونی وجود ندارد و طرفین قرارداد می توانند با تراضی یکدیگر تمام یک قرارداد و یا قسمتی از آن را اقاله نمایند.
  4. تلف و یا از بین رفتن موضوع اصلی قرارداد مانعی برای اقاله نیست و در چنین شرایطی می توان مثل یا قیمت مال تلف شده را مطالبه نمود.
  5. انفساخ قرارداد به شرایطی اشاره می کند که قرارداد یا عقد به واسطه ی عاملی خارج از اراده و خواست یکی از طرفین یا هر دو طرف قرارداد موجب بر هم خوردن  آن می شود، مانند: عوامل قهری، حوادث طبیعی، جنون یکی از طرفین قرارداد و سایر موارد.
  6. اقاله با هدف و جهت نامشروع و غیرقانونی باطل است.
  7. در صورتی که قبل از اقاله اقداماتی از جانب خریدار صورت پذیرد که باعث افزایش ارزش و قیمت مال شود، پس از اقاله فروشنده موظف است که مابه التفاوت قیمت قبل و قیمت جدید را پرداخت نماید.

آیا اقاله همان حق فسخ است؟

از نظر قانون فسخ یک حق قانونی است که به موجب آن یکی از طرفین می تواند به صورت یک طرفه و بدون رضایت و توافق با طرف مقابل آن را اعمال نماید و برای برهم زدن قرارداد یا عقد اقدام نماید. همان امری که تحت عنوان خیارات قانونی شناخته می شود. به عبارت دیگر حق فسخ موضوعی دو جانبه نیست و نیازی به تراضی و توافق طرفین قرارداد یا عقد ندارد. قانونگذار ایران تمامی موارد حق فسخ و انحال قرارداد ها و شرایط اعمال آنها را به تفصیل بیان کرده است. ذکر این نکته حائز اهمیت است  که در متن یک قرارداد می توان تمام یا قسمتی از خیارات قانونی را ساقط نمود.

اما همانطور که پیشتر نیز بیان کردیم اقاله موضوعیست که نیاز به تراضی و توافق طرفین قرارداد دارد و به صورت یک جانبه امکانپذیر نمی باشد.

ارائه مشاوره حقوقی و پیگیری پرونده

تمام عقود و قرارداد ها در کنار لازم الاجرا بودن، نتیجه ی نوعی توافق و تراضی میان طرفین می باشند. از این رو هرگونه توافق و تراضی ثانویه در راستای همان عقد یا قرارداد نیز همانند قرارداد نخست قانونی و صحیح به حساب می آید. اقاله راهکاریست که می تواند به صورت رسمی و قانونی به قرارداد ها و تعهدات ناشی از آن پایان بخشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی و تخصصی در این زمینه می توانید با وکلای فرنام داد وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.

قرار اناطه حقوقی و 5 نکته صدور قرار

قرار اناطه حقوقی یکی از مهم ترین ساز و کارهایی است که می تواند در تحقق عدالت مؤثر واقع شود. دعاوی حقوقی به اشکال و عناوین گوناگونی مطرح می شوند و در این میان قرار ها و احکام متعددی از سوی دادگاه صادر می گردد. یکی از مهم ترین قرارهای صادره از سوی مراجع قضایی، قرار اناطه است.خوب است بدانید که قرار به تصمیمات دادگاه اشاره می کند و ساز و کار آن با حکم متفاوت است.

صدور قرار اناطه حقوقی در راستای صلاحیت قانونی دادگاه ها مطرح می شود و به موجب آن صلاحیت رسیدگی دادگاه ها محدود شده و در مقابل رسیدگی به دعاوی تخصصی تر می گردد. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

قرار اناطه حقوقی به چه معناست؟

تصور کنید که یک دعوی در دادگاهی جریان دارد و در میانه ی دادرسی موضوع جدیدی در پرونده احراز می گردد که از نظر قانونی باید به آن رسیدگی شود، اما رسیدگی به این موضوع در صلاحیت قانونی دادگاه رسیدگی کننده قرار ندارد. از سوی دیگر رسیدگی به این موضوع و حکم مربوط به آن در حکم دعوی اصلی مؤثر بوده و ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر  دارند. صدور قرار اناطه حقوقی راهکاریست که قانونگذار ایران در چنین مواقعی در نظر گرفته است.

قرار اناطه حقوقی

اناطه در لغت به معنای منوط کردن و موکول کردن به امر دیگری می باشد. اصطلاح اناطه ریشه ی فقهی دارد و از این طریق به قوانین ما راه یافته . از نظر حقوقی قرار اناطه به معنای توقف موقت در جریان رسیدگی پرونده ی اصلی و موکول کردن آن به اثبات امریست که در صلاحیت قانونی دادگاه دیگری قرار دارد.

در چنین شرایطی ذینفع، بایستی دعوی مورد نظر را در دادگاه صالح اقامه نماید و مراحل قانونی مورد نیاز آن را انجام دهد. پس از صدور حکم نهایی این دعوی، رسیدگی به دعوی اصلی مجددا به جریان می افتد. بدیهی است که حکم دعوی ثانویه در صدور حکم دعوی اولیه تأثیرگذار خواهد بود و می تواند به  آن جهت بخشد.

5 نکته ی مهم در رابطه با صدور قرار اناطه حقوقی

  1. صدور قرار اناطه مختص دعاوی حقوقی نیست و در رابطه با دعاوی کیفری و دعاوی دیوان عدالت اداری نیز شاهد صدور قرار اناطه می باشیم .
  2. در رابطه با قرار اناطه حقوقی دعوی دوم می تواند علاوه در سایر دادگاه ها از طریق شورای حل اختلاف، دادگاه خانواده و انواع کمیسیون ها و هیئت های رسیدگی مطرح شود.
  3. صدور قرار اناطه مختص شرایطیست که پرونده در جریان رسیدگی باشد . در صورت اعلام ختم دادرسی و به دنبال صدور حکم نهایی امکان صدور قرار اناطه حقوقی وجود ندارد.
  4. بر اساس ماده ی 332 قانون آیین دادرسی مدنی، قرار اناطه حقوقی قابل اعتراض نمی باشد.
  5. در صورتی که در مدت زمان قانونی تعیین شده اقدامی جهت قرار اناطه و طرح دعوی ثانویه صورت نپذیرد، پس از منقضی شدن زمان معین شده، رسیدگی به پرونده ی اصلی آغاز می گردد. بدیهی است که در چنین شرایطی موضوعی که برای آن قرار اناطه صادر شده اهمیت خود را از دست می دهد و نتیجه ی آن هیچ تأثیری در روند دادرسی پرونده نخواهد داشت. طبیعتا چنین شرایطی می تواند احتمال صدور احکام غیرمنصفانه را افزایش داده و حقوق افراد را در معرض تضییع قرار دهد. با چنین وصفی بهتر و بیشتر می توان به اهمیت قرار اناطه پی برد.

ارائه مشاوره حقوقی و پیگیری پرونده

صدور قرار اناطه حقوقی از مواردیست که در جریان رسیدگی بسیاری از پرونده ها به چشم می خورد. قانونگذار ایران به منظور حفظ حقوق افراد و تخصصی کردن رسیدگی های قضایی، صلاحیت قانونی دادگاه ها را تفکیک کرده و برای هر موضوع دادگاه خاصی را در نظر گرفته است. قرار اناطه راهکاریست که به منظور رسیدگی دقیق تر و تخصصی تر دعاوی پیش بینی شده و احتمال صدور احکام اشتباه و غیر عادلانه را به طرز فوق العاده ای کاهش می دهد.

علی رغم مهم ترین مواردی که در رابطه با صدور قرار اناطه حقوقی ذکر کردیم، جزئیات و نکات قانونی بسیار بیشتری وجود دارد که در روند پرونده ی شما موثر خواهد بود حضور یک وکیل حقوقی متخصص و مجرب با تسلط بر قوانین و مقررات این حوزه می تواند پرونده ی شما را در مسیر قانونی درست قرار دهد و بهترین نتایج را در کوتاه ترین زمان برای  شما رقم بزند.

احاله چیست ؟ 2 نکته کلیدی

احاله ساز و کاریست که توسط قانونگذار به منظور ارجاع و واگذاری رسیدگی قضایی پرونده از حوزه ای به حوزه ی دیگر پیش بینی شده است. احاله یک پرونده دلایل متعددی می تواند داشته باشد و صرفا در رابطه با پرونده های خاص مطرح می شود. بنابراین موضوعی نیست که عمومیت داشته باشد و استناد به آن محدود است.

گاه به دلیل برخی مصالح اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فردی، امنیتی و همچنین به منظور رسیدگی های دقیق تر و بهتر، یک پرونده به دادگاه صلاحیت دار هم عرض آن ارجاع داده می شود. احاله یکی از ابزارهاییست که می تواند در صدور احکام عادلانه و منصفانه از سوی دادگاه بسیار تأثیرگذار باشد و از صدور احکام اشتباه و غیرعادلانه جلوگیری می کند. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

احاله به چه معناست؟

احاله در لغت به معنای ارجاع، انتقال و واگذاری امری بر عهده ی دیگری می باشد. به موجب مبانی حقوقی احاله به معنای ارجاع پرونده  از دادگاه صالح به دادگاه صالح هم عرض آن می باشد. برای تغییر حوزه ی قضایی پرونده، بایستی دلایل موجه قانونی وجود داشته باشد و از آنجایی که یک استثنای قانونی شناخته می شود، استفاده از آن محدود است. اصطلاح حقوقی احاله برای اولین بار در سال 1313 وارد قانون مدنی ایران گردید.

احاله چیست

برای مثال: تصور کنید که یک پرونده دارای چندین متهم است و هر یک از این افراد در نقاط مختلفی سکونت دارند. حال رسیدگی به پرونده در حوزه ای که یک یا چند نفر از متهمین قرار گرفته اند آغاز می گردد. در حالی که اکثریت متهمین در حوزه ی قضایی دیگری ساکن هستند. در چنین شرایطی دادگاه با احاله پرونده آن را به حوزه ی قضایی که اکثریت متهمین در آن قرار دارند، ارجاع می دهد. بدیهی است که با این اقدام رسیدگی به پرونده سریع تر صورت می پذیرد و این امر در صدور احکام مقتضی می تواند بسیار تأثیرگذار باشد.

انواع احاله ی پرونده

در رابطه با احاله ی پرونده های قضایی، ممکن است حوزه ی قضایی مبدأ و مقصد پرونده در یک استان قرار داشته باشد. در صورتی که حوزه ی قضایی مبدا و مقصد یکی باشد، احاله بایستی با درخواست دادستان یا رئیس حوزه ی قضایی مبدأ و موافقت شعبه اول تجدید نظر استان صورت پذیرد

همچنین امکان دارد که دو حوزه ی قضایی مبدأ و مقصد در استان های جداگانه ای واقع گردند. هرگاه احاله پرونده میان حوزه ی قضایی دو استان باشد، به درخواست دادستان و یا رئیس حوزه ی قضایی و موافقت دیوان عالی کشور نیاز دارد.

در صورتی که احاله در رابطه با دعاوی نیروهای مسلح مطرح شود، درخواست آن توسط دادستان نظامی یا رئیس سازمان قضایی استان صورت می پذیرد و در این صورت بایستی با موافقت رئیس سازمان قضای نیروهای مسلح همراه باشد

علاوه بر این، احاله پرونده های خاص نیز وجود دارد که منحصر به موارد بسیار محدودی می باشد. به طور کلی احاله پرونده در تمامی موارد فوق به منظور حفظ مصالح جمعی و همچنین حفظ نظم و امنیت عمومی جامعه صورت می پذیرد. متذکر می شویم که احاله  در رابطه با پرونده های بین المللی نیز امکان پذیر است.

2 نکته ی مهم در رابطه با احاله

  • در رابطه با احاله ی پرونده ممکن است رسیدگی به یک پرونده به دادگاه هم عرض آن واگذار گردد که از نظر قانونی صالح است، اما فاقد صلاحیت محلی می باشد. چنین امری مغایرت قانونی ندارد و امکانپذیر است.
  • صلاحیت دار بودن هر دو حوزه ی قضایی در زمینه ی رسیدگی به پرونده ضروری می باشد. برای مثال: چنانچه پرونده ای از دادگاه کیفری یک حوزه ی قضایی به حوزه ی قضایی دیگری ارجاع داده می شود، حتما بایستی در دادگاه کیفری هم عرض آن مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ارائه مشاوره حقوقی

قانون همواره بر حفظ مصالح جمعی تأکید دارد و ساز و کار آن به گونه ای است که از انعطاف پذیری لازم برخوردار باشد. پرونده های قضایی مملو از شرایط غیرقابل پیش بینی هستند که روند دادرسی آنها را می تواند با موانع و مشکلات بسیاری همراه سازد. طبیعتا چنین امری می تواند به تضییع حقوق افراد منجر گردد و احتمال صدور آرای اشتباه را افزایش دهد. بنابراین استثناهای قانونی نظیر احاله به منظور رفع این موانع و مشکلات در نظر گرفته شده اند و به هیچ وجه تبعیض و یا نقض قانون به حساب نمی آیند.

احاله در اکثر موارد در رابطه با پرونده های پیچیده و تخصصی مطرح می شود و مسیر دادرسی پرونده را می تواند با تغییراتی همراه سازد. با این وصف اهمیت و نقش وکیل متخصص بهتر و بیشتر نمایان می گردد. حضور یک وکیل حقوقی توانمند و با تجربه می تواند روند دارسی پرونده ی شما را در چنین شرایطی تسریع بخشد و با جلوگیری از اطاله ی دادرسی پرونده، بهترین نتایج را در کوتاه ترین زمان برای آن رقم بزند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با  وکلای فرنام داد در ارتباط باشید.

اسقاط خیارات و کافه خیارات چیست ؟

اسقاط خیارات از اصطلاحات حقوقی مهمیست که در بسیاری از قراردادها و اسناد عادی نظیر قولنامه ها و مبایعه نامه ها به چشم می خورد. در واقع اسقاط خیارات مختص قرارداد های بیع و خرید و فروش شناخته می شود، یعنی عقود تملیکی.

اسقاط خیارات به سقوط حق و اختیارات افراد برای فسخ و برهم زدن معامله اشاره می کند. توجه داشته باشید که اسقاط خیارات جزء حقوق غیرمالی به حساب می آیند و از این رو قابل ساقط شدن و سلب شدن هستند. اسقاط خیارات ریشه فقی داشته و از قوانین شریعت اسلامی به نظام حقوقی ما راه یافته اند. آیا راهکار های قانونی اسقاط خیارات را می دانید؟ در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

اسقاط خیارات به چه معناست؟

اسقاط به معنای انداختن و از بین بردن می باشد. خیارات به نوعی حق و اختیارات طرفین قرارداد در رابطه با فسخ معامله اشاره می کند. بنابراین اسقاط خیارات به معنای از بین بردن حق فسخ و بر هم زدن معامله می باشد.زمانی که از اسقاط خیارات صحبت می کنیم یعنی سقوط پاره ای اختیارات قانونی افراد مطرح می گردد.

اسقاط خیارات و کافه خیارات

از نظر قانونی زمانی که قراردادی میان افراد منعقد می گردد هر دو طرف ملزم به انجام وظایف و تعهدات قراردادی خویش می باشند، به عبارت دیگر الزام متعاقدین معامله از لازم الاجرا بودن قرارداد ایجاد می گردد. بنابراین هیچ یک از طرفین نمی توانند مفاد و بند های قرارداد خود را نادیده بگیرند. در چنین شرایطی برای حفظ حقوق افراد، قانونگذار پاره ای شروط را بابت حق فسخ قرارداد پیش بینی کرده که در صورت احراز این شروط می توان برای فسخ و عدم انجام تعهدات قراردادی اقدام نمود. خیار نام دیگر حق فسخ قرارداد است و از نظر قانونی خیارات متعددی برای فسخ قرارداد پیش بینی شده است. اسقاط خیارات به معنای از بین بردن این حق فسخ هاست.  یعنی فرد دیگر نمی تواند به استناد خیارات قانونی خود قرارداد را فسخ کرده و به آن پایان دهد.

برای اسقاط خیارات توافق طرفین قرارداد ضروری بوده و با عنوان این عبارت در متن قرارداد و قبول و امضای آن، آثار و تبعات حقوقی آن به بار می نشیند. ممکن است در متن یک قرارداد تنها بعضی از خیارات قانونی ساقط گردد و برخی دیگر پابرجا بماند.

اسقاط کافه خیارات به چه معناست؟

اسقاط کافه خیارات به معنای اسقاط تمامی خیارات می باشد. در برخی مواقع ممکن است در متن قرارداد با این اصطلاح روبرو شوید، با قبول این بند و امضای قرارداد یعنی تمامی خیارات قانونی را حتی خیار غبن فاحش و آشکار را قانونا از خود سلب کرده اید.

نگاهی به خیارات قانونی

عقود و قرارداد های افراد از نظر قانونگذار ایران بسیار حائز اهمیت بوده و پاره ای حمایت های قانونی در این راستا پیش بینی شده است. در یک نگاه کلی عقود به دو دسته جایز و لازم طبقه بندی می شوند. عقود جایز به عقود و قرارداد هایی اشاره می کند که طرفین آن می توانند در هر شرایط و هر زمانی برای بر هم زدن معامله و فسخ آن اقدام نمایند. عقود لازم جزء عقود لازم الاجرا شناخته می شوند که فسخ و برهم زدن آنها امکانپذیر نمی باشد، مگر اینکه معامله دارای حق فسخ باشد و یا خیارات قانونی برای قابل اعمال باشد.

هر یک از خیارات قانونی پیش بینی شده در قانون تعاریف خاص خود را دارد و برای شرایط جداگانه ای لحاظ شده است. در صورت رؤیت و یا اثبات هر یک از شرایط خیارات زیر می توان به استناد خیار مربوطه معامله را به صورت یک جانبه بر هم زد و به آن پایان داد.

انواع خیارات قانونی به شرح زیر می باشد:

  • خیار مجلس

خیار مجلس به این معناست که تا هنگامی که طرفین قرارداد در جلسه ی معامله حضور دارند، به هر علتی که از انجام معامله پشیمان شوند، می توانند برای فسخ و برهم زدن آن اقدام نمایند.

  • خیار حیوان

خیار حیوان مختص معامله ی حیوانات می باشد و بر اساس آن خریدار می تواند تا ظرف مدت زمان 3 روز از انجام معامله، برای فسخ آن اقدام نماید.

  • خیار تأخیر ثمن

خیار تأخیر ثمن برای فروشنده این حق را به وجود می آورد که در صورت عدم پرداخت ثمن معامله از سوی خریدار برای برهم زدن و فسخ معامله اقدام نماید.

  • خیار رؤیت و تخلف وصف

هرگاه خریدار اقدام به خرید مالی نماید که آن را از نزدیک ندیده و صرف گفته ها و توضیحات فروشنده برای خرید آن اقدام کرده است، در صورتی که مال مورد نظر دارای توصیفات مطرح شده نباشد، به استناد خیار رؤیت و تخلف وصف می تواند معامله را فسخ کند.

  • خیار غبن

خیار غبن در شرایطی قابل اعمال می باشد که یکی از طرفین معامله به هر دلیلی فریب بخورد.

  • خیار عیب

هرگاه مورد معامله داری عیب آشکار یا پنهان باشد، می توان به استناد خیار عیب برای فسخ معامله اقدام نمود.

  • خیار تدلیس

هرگاه فروشنده اقداماتی در راستای فریب خریدار نماید و این موضوع احراز گردد، به استناد خیار تدلیس می توان معامله را فسخ نمود.

  • خیار تخلف شرط

هرگاه شرطی به نفع یکی از متعاقدین در نظر گرفته شود. در صورت  نادیده گرفتن این شرط و عدم انجام آن خیار تخلف شرط قابل اعمال می باشد.

پیگیری پرونده با وکلای فرنام داد

اسقاط خیارات بخش مهمی از حقوق افراد را سلب کند و در صورت عدم آگاهی می تواند موجب تضییع حقوق آنها گردد. در نظر داشته باشید که با اسقاط خیارات دیگر نمی توانید مجددا به آن رجوع کرده و به استناد آن معامله را فسخ کنید. بنابراین بهتر است قبل از امضای قرارداد از مشاوره حقوقی کمک بگیرید و به خوبی از معانی و مفاهیم اصطلاحات حقوقی آن مطلع باشید و سپس برای امضای آن اقدام نمایید.

وکیل تقسیم ارث و ترکه و 6 نکته ی مهم

وکیل تقسیم ارث با انجام صفر تا 100 امور مربوطه : ارث یکی از پیچیده ترین و پرسش برانگیز ترین مباحث حقوقی به شمار می رود که با چالش های معتددی همراه است. بسیاری از قوانین و مقررات ارث از فقه اسلامی گرفته شده و جزء احوالات شخصیه محسوب می شود. آشنایی با قوانین ارث برای هر فردی ضروری می باشد و بخش مهمی از حقوق او را در بر می گیرد. در ادامه با وکیل امور حسبی همراه باشید.

تعاریف پایه ی ارث

ارث مبحثی گسترده است که قبل از ورود به آن بهتر است با پاره ای اصطلاحات و تعاریف پایه ی آن آشنایی داشته باشید.

ارث به معنای اموال و دارایی هایی می باشد که پس از مرگ متوفی به جای می ماند. به عبارت دیگر ارث به معنای انتقال قهری دارایی ها و اموال اشخاص پس از مرگشان می باشد که ترکه نامیده می شود. متوفی شخصی است که فوت کرده و اموال و دارایی هایی از او به جا مانده که ترکه نام دارد.

هرگاه در مبحث ارث به مسأله ی توارث اشاره گردد به این معناست که دو نفر از نظر قانونی و شرعی می توانند از یکدیگر ارث ببرند. مانند دختر و پدر و یا  زن و شوهر.

وکیل تقسیم ارث

وکیل تقسیم ارث و ترکه : وارث به فرد یا افرادی گفته می شود که ترکه   متوفی را بر اساس رابطه ی نسب و یا سسب به ارث می برد و صاحب قانونی آن شناخته می شوند. رابطه ی بین افراد از طریق ولادت شرعی و حلال نسب می باشد. در واقع فرزندانی که به دنبال عقد ازدواج قانونی و شرعی متولد گردیده اند. پس فرزندان زنا زاده و نامشروع که خارج از عقد ازدواج به دنیا آمده باشند، شامل تعریف نسب نمی گردند. از خویشاوندان نسبی می توان به فرزندان و خواهر و برادر اشاره نمود.

سبب به رابطه ای اشاره می کند که به دنبال عقد ازدواج بین افراد ایجاد می گردد، مانند زن و شوهر.

درجات و طبقات ارث و ترکه

در مبحث ارث از نظر قانونی طبقه بندی هایی وجود دارد که به موجب آن اولویت وراث در ارث بردن مشخص می گردد. به عبارت دیگر پس از فوت متوفی، وراث او با توجه به درجات و طبقات ارث تشخیص داده می شوند. تمامی این طبقات و درجات در حیطه ی خویشاوندان نسبی متوفی قرار دارند:

  • طبقه ی اول : پدر ،مادر ،  اولاد

درجه ی دوم : اولاد اولاد ( نوه ها )

  • طبقه ی دوم : اجداد ( پدر بزرگ و مادر بزرگ ها ) ، برادر ، خواهر

درجه ی دوم : اولاد آنها ( خواهرزاده و برادرزاده ) ، پدر و مادر پدر بزرگ ها و پدر و مادر مادربزرگ ها

  • طبقه ی سوم : عمه ، عمو ، خاله ، دایی

درجه ی دوم :  اولاد آنها ( عمه ، عمو ،خاله ، دایی )

نکته ای که اهمیت دارد، افراد هر طبقه در موازات یکدیگر قرار می گیرند و ارث می برند. برای مثال: اگر فردی فوت کند و پدر و مادر و فرزندان او در قید حیات باشند، تمامی این افراد در ترکه ی به جا مانده از متوفی سهیم می باشند. به یاد داشته باشید که هیچ یکی از افراد اصلی یک طبقه مانع ارث بردن سایر افراد اصلی همان طبقه نخواهد شد.

در صورتی که هر یک از افراد طبقه ی اول زنده و در قید حیات باشد ، برای افراد طبقه ی دوم و سوم  سهم الارثی وجود ندارد. در رابطه با ارث درجات دوم هر طبقه متذکر می شویم که در شرایطی امکانپذیر است که هیچ یکی از افراد اصلی آن طبقه وجود نداشته و یا در قید حیات نباشند.

ارث همسر

با توجه به قوانین ایران و فقه اسلامی همسر متوفی از او ارث می برد و جزء وراث قانونی او شناخته می شود. در این رابطه قوانین خاصی وجود دارد که در ادامه به آن پرداخته ایم.

ارث مرد از زن 

ارث بردن مرد از همسر خود در صورتی امکانپذیر است که عقد دائم میان آنها جاری شود. پس در مباحث ازدواج موقت (صیغه) چیزی به نام ارث وجود ندارد و کاملا منتفی است. در صورت فوت همسر مرد، اگر صاحب فرزند باشند، مرد صاحب یک چهارم از اموال همسر خود می گردد. چنانچه فرزندی نداشته باشند، یک دوم از اموال زن به شوهرش به ارث خواهد رسید.

ارث زن از مرد 

ارث بردن زن از مرد منوط به عقد دائمی آنهاست. در صورتی که از ازدواج آنها از طریق صیقه یا عقد موقت انجام گردد، مسأله ی ارث ناممکن خواهد بود. هرگاه همسر زنی فوت کند، در صورت داشتن فرزند صاحب یک هشتم از اموال شوهر خود می گردد. اما در صورتی که زن از شوهر خود فرزندی نداشته باشد، یک چهارم از اموال شوهرش به عنوان ارث به او می رسد.

6 نکته ی مهم در رابطه با ارث

  1. ارث بردن از نامادری و ناپدری امکانپذیر نمی باشد.
  2. جنین می تواند صاحب سهم الارث گردد و چنانچه جنسیت او مشخص نباشد، سهمی معادل با سهم یک پسر برای او در نظر می گیرند. چنانچه متولد گردد و پس از تولد حتی یک ثانیه زنده باشد، در حکم فرزند شخص خواهد بود. بنابراین صاحب ورثه است و تمامی قوانین ارث در رابطه با او اجرا خواهد شد. جنینی که در شکم مادر خود مرده باشد و یا مرده به دنیا بیاید، سعم الارثی ندارد.
  3. در رابطه با فرزندخواندگی افراد بایستی متذکر شویم که چنین فرزندانی به عنوان وراث قانونی متوفی شناخته نمی شوند.
  4. افرادی که تغییر جنسیت داده اند در صورت احراز خویشاوندی با متوفی جزء وراث قانونی او به حساب می آیند.
  5. در فرضی که هر یک از ورثه دین خود را تغییر داده و از دین اسلام خارج شوند، به عنوان وارث قانونی متوفی شناخته نمی شوند.
  6. وصیتنامه ی متوفی تا میزان یک سوم اموال و دارایی هایش نافذ و قانونی می باشد. به این معنا که می تواند ثلث اموال و دارایی های خود را به هر شکلی که می خواهد وصیت کرده و واگذار نماید.

ارائه مشاوره حقوقی و پیگیری پرونده با وکیل تقسیم ارث

نگاهی مختصر به مبحث ارث و ترکه داشتیم و برخی از مهم ترین تعاریف و نکات را در این زمینه توسط وکیل تقسیم ارث و ترکه بیان نمودیم. مرگ مسئله ای است که همه انسانها در زندگی با آن مواجه می شوند. ارث دارای آثار و تبعات قانونی بسیار زیادی است و جزء یکی از مهم ترین حقوق افراد به شمار می رود.

ارث رابطه ی تنگاتنگی با خویشاوندی و دین وراث دارد و شما در هر نقطه ای از دنیا باشید به عنوان یک فرد مسلمان ایرانی ملزم به رعایت این قوانین و مقررات خواهید بود. قوانین ارث در ایران با توجه به دین و مذهب افراد اعمال می گردد و از آنجایی که به عنوان بخشی از احوالات شخصیه به حساب می آید، هر آیین و مذهبی دارای مقرراتی خاص و جداگانه در رابطه با ارث برای پیروان خود می باشد.

به همین جهت وکیل خوب و با تجربه در این خصوص می تواند بسیار یاری رسان باشد.