نکات مهم صدور گواهی عدم امکان سازش

گواهی عدم امکان سازش به دنبال درخواست طلاق زوجین صادر می گردد و عدم سازش زوجین را برای ادامه ی زندگی مشترک تایید می کند. طلاق راهکاری قانونی برای پایان دادن به زندگی مشترک است و قانونگذار پاره ای تشریفات رسمی و قانونی را برای آن در نظر گرفته. یکی از مهم ترین این تشریفات قانونی، صدور گواهی عدم امکان سازش است. به دنبال صدور گواهی عدم امکان سازش، در حقیقت دادگاه اجازه ی قانونی طلاق را تایید می کند و زوجین می توانند پس از آن اقدامات قانونی لازم را انجام دهند.

به نظر شما صدور گواهی عدم امکان سازش در چه شرایطی ضروریست؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکلای فرنام داد همراه باشید.

گواهی عدم امکان سازش چیست و چه کاربردی دارد؟

در شرایطی که اختلافاتی جدی میان زوجین به وجود بیاید و ادامه ی زندگی مشترک امکانپذیر نباشد، طلاق راه قانونی پایان دادن به زندگی مشترک است. از آنجایی که طلاق راهکاری برای پایان دادن به زندگی مشترک است و به نوعی موجب انحلال عقد نکاح می گردد، قانونگذار پاره ای تشریفات رسمی را برای انجام آن در نظر گرفته است.

صدور گواهی عدم امکان سازش

گواهی عدم امکان سازش در ردیف آرای قضایی قرار می گیرد و نوعی برگه و گواهینامه ی رسمی مبنی بر تایید عدم سازش و صلح میان زوجین است که از سوی دادگاه صادر می گردد. این گواهی تایید می کند که ادامه ی زندگی مشترک و برقراری صلح و سازش میان زوجین امکانپذیر نیست و آنها می توانند برای طلاق اقدام نمایند.

این گواهی از سوی دادگاه خانواده صادر می شود، پس از دریافت گواهی عدم امکان سازش، زوجین می توانند به دفترخانه رسمی مراجعه نموده و طلاق خود را ثبت کنند.

اولین مرحله برای دریافت گواهی عدم امکان سازش، ارائه ی دادخواست طلاق از طریق مراجعه به دفاتر خدمات قضایی است. علت درخواست طلاق بایستی ذکر گردد و برای دادگاه مشخص شود طلاق از سمت چه کسی و به چه دلیلی درخواست شده. این مساله به این علت حائز اهمیت است که صدور گواهی عدم امکان سازش، صرفا در یکی از موارد زیر امکانپذیر است:

در صورتی که طلاق از سمت زن مطرح شود، شرایط کمی متفاوت است و نیازی به صدور گواهی عدم امکان سازش نیست. در چنین شرایطی زوجه بایستی دلایلی واضح و موجه برای درخواست طلاق بیان کند که در قانون مشخص شده. با اثبات این دلایل از سوی دادگاه، امکان طلاق برای زن محیا می گردد.

یکی از مهم ترین اقدامات قانونی برای درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش، شرکت در جلسات مشاوره است. فلسفه ی اصلی شرکت در این جلسات، دعوت زن به صلح و سازش و جلوگیری از طلاق آنهاست. در صورتی که زن و مرد برای طلاق اصرار دارند و جلسات مشاوره کارساز نباشد، دادگاه طی یک بررسی نهایی گواهی عدم امکان سازش را صادر می نماید و بدین ترتیب زن و مرد می توانند برای جاری شدن صیغه طلاق، به دفترخانه رسمی طلاق مراجعه نمایند.

نکاتی مهم از صدور گواهی عدم امکان سازش

در شرایطی که طلاق از سمت مرد مطرح می شود، قبل از درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش، مرد بایستی تعهدات مالی خود از قبیل مهریه و نفقه و… را تمام و کمال پرداخت کند. در حقیقت طلاق از سمت مرد منوط به رعایت کامل حقوق مالی زن است.

صدور گواهی عدم امکان سازش تضادی با حقوق مالی زن ندارد. به این معنا که در صورت صدور این گواهی از سوی دادگاه صرفا عدم توافق و سازش زن و مرد برای دادگاه مشخص می گردد. پرداخت حق و حقوق مالی زن اعم از مهریه و نفقه بر عهده ی مرد قرار دارد و مرد موظف است نحوه پرداخت تمامی حقوق مالی زن را قبل از طلاق مشخص نماید.

در شرایطی که زن، وکالت طلاق از سوی مرد داشته باشد و بتواند از دادگاه گواهی عدم امکان سازش را دریافت کند، می تواند با کمک وکیلی که از جانب مرد گرفته به دفترخانه مراجعه نموده و برای ثبت طلاق خود اقدام نماید.

هرگاه درخواست طلاق از سمت مرد باشد و تمامی حق و حقوق مالی زن تمام و کمال پرداخت گردد، دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر می نماید و نیازی نیست که مرد و زن مجددا به دادگاه مراجعه کنند. در نظر داشته باشید که در چنین شرایطی زن و مرد می توانند مستقیما به دفترخانه مراجعه نموده و طلاق خود را به ثبت برسانند. در صورت امتناع زن از مراجعه به دفترخانه، ازطرف دادگاه برای زن احضاریه ارسال می شود. قانون ظرف مدت زمان یک هفته زن را ملزم به مراجعه به دفترخانه می کند. در صورتی که زن مجددا از مراجعه به دفترخانه امتناع نماید، مرد می تواند به تنهایی به دفترخانه مراجعه نموده و صیغه طلاق را جاری کند.

  • قانون برای گواهی عدم امکان سازش، مدت زمان 3 ماه اعتبار از زمان اعلام رای قطعی دادگاه در نظر گرفته است. بدین معنا که پس از اعلام صدور گواهی عدم امکان سازش از سوی دادگاه، زن و مرد ظرف مدت زمان 3 ماه بایستی برای ثبت طلاق خود اقدام کنند. در غیر این صورت گواهی مزبور اعتبار قانونی ندارد و باطل خواهد شد. در این حالت مجددا بایستی برای درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش اقدام نمود.
  • صدور گواهی عدم امکان سازش به منزله ی جاری شدن صیغه طلاق و یا ثبت آن نیست. بلکه اجازه و تاییدیه ای قانونی از سوی دادگاه برای ثبت رسمی طلاق است. بنابراین تا زمان جاری شدن صیغه ی طلاق، زن و مرد در علقه ی زوجیت یکدیگر هستند.
  • در شرایطی که زوجین در مراحل طلاق به صلح و سازش برسند و به نوعی این مساله احراز گردد، گواهی عدم امکان سازش از مرحله ی اعتبار ساقط است. در صورتی که زوجین مجددا برای طلاق اقدام نمایند بایستی از ابتدا مراحل صدور گواهی عدم امکان سازش را طی کنند.
  • با توجه به رای کمیسیون قضایی، صدور گواهی عدم امکان سازش، قابلیت فرجام خواهی دارد.
  • در رابطه با طلاق توافقی، پس از دریافت گواهی عدم امکان سازش از سوی دادگاه هر یک از زن و مرد یا وکلای منتخب آنها می توانند برای ثبت طلاق به دفتر خانه مراجعه نمایند.
  • حکم طلاق با گواهی عدم امکان سازش متفاوت است. حکم طلاق در شرایطی از سوی دادگاه صادر می شود که طلاق از سوی زن مطرح گردد و علت آن نزد دادگاه به اثبات برسد. مدت زمان اعتبار این حکم، 6 ماه است.

ارائه مشاوره حقوقی

طلاق رویدادی حقوقیست که به عقد نکاح پایان می بخشد و با آثار و تبعات قانونی بسیار زیادی همراه است. قانونگذار به جهات زیادی شرایط خاصی برای طلاق زوجین در نظر گرفته و زوجین برای ثبت طلاق خود ملزم به عبور از مسیر قانونی آن هستند. در این میان صدور گواهی عدم امکان سازش به عنوان یکی از مهم ترین مراحل طلاق شناخته می شود و اخذ آن پیش نیازی ضروری برای ثبت طلاق به شمار می رود.

انتخاب وکیل متخصص و باتجربه در این امر می تواند ضمن ارائه ی مشاوره حقوقی دقیق و جامع، شما را در کوتاه ترین زمان ممکن به نتیجه برساند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با وکلای فرنام داد در ارتباط باشید.

وکیل عدم تمکین + نحوه اقدام

وکیل عدم تمکین شاخه ای از تخصص های حقوق خانواده است که پیرامون مسائل حقوقی مرتبط با عدم تمکین متمرکز است. عدم تمکین که تحت عنوان نشوز نیز از آن یاد می شود یکی از مسائل زیر مجموعه ی حقوق خانواده است که به عدم اطاعت زن از شوهر در زندگی زناشویی اشاره می کند. مطابق قوانین و مقررات داخلی کشور و احکام دین مبین اسلام اطاعت از شوهر در زندگی زناشویی وظیفه ی قانونی و شرعی زنان است. هرگاه زن بنا به دلایل مختلفی از اطاعت شوهر خود سر باز زند و از او تبعیت ننماید بحث عدم تمکین مطرح می گردد. در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکلای فرنام داد همراه باشید.

وکیل عدم تمکین

عدم تمکین به چه معناست؟

به مجرد انعقاد عقد نکاح و ایجاد علقه ی زوجیت وظایف متقابلی در زندگی زناشویی ایجاد می گردد که یکی از مهم ترین آنها تمکین است. تمکین از همسر وظیفه ی زن شناخته می شود و بر این اساس زن موظف است که در حدود چارچوب های قانونی و شرعی از شوهر خود اطاعت نماید. تمکین سیطره ی وسیعی از وظایف مختلف را در بر می گیرد که در یک دسته بندی کلی به دو نوع تمکین عام و تمکین خاص تقسیم می شود.

تمکین عام به حسن معاشرت و اطاعت از شوهر در زندگی زناشویی اشاره دارد. تمکین خاص صرفا به اطاعت از شوهر در حیطه ی مسایل جنسی و زناشویی مربوط است. عدم تمکین به هرگونه عمل نکردن به وظایف فوق و عدم اطاعت از شوهر اطلاق می گردد. مهم ترین اثر عدم تمکین عدم برخورداری از حق نفقه است. زن ناشزه هیچگونه حقی برای دریافت نفقه ندارد و نمی تواند نفقه خود را از طریق قانون مطالبه کند.

در صورت عدم تمکین، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه شکایت خود را مطرح کرده و الزام به تمکین همسر خود را خواستار گردد. همچنین در صورت ادامه ی عدم تمکین زن، مرد می تواند درخواست ازدواج مجدد خود را به مراجع قضایی تقدیم کند.

توجه داشته باشید که عدم تمکین بایستی دلیل موجه و قانونی داشته باشد. در صورتی که زن بتواند در دادگاه اثبات نماید که عدم تمکین او به واسطه ی بیماری مقاربتی شوهر و یا دستور پزشک معالج است، موضوع عدم تمکین او منتفی خواهد بود و از نظر قانونی مستحق دریافت نفقه است. همچنین اشاره کردیم که اطاعت از شوهر بایستی در چارچوب های قانونی و شرعی خاصی باشد. هرگاه اطاعت از شوهر و زندگی در محل مورد نظر با خطر جانی ،مالی و حیثیتی برای زن همراه باشد، تمکین از شوهر بر او واجب نیست و در مقابل حق نفقه ی زن کماکان پابرجاست.

وکیل عدم تمکین + طرح شکایت

در سال های اخیر بسیاری از مسائل و موضوعات مرتبط با خانواده تحت حمایت های قانونگذار قرار گرفته است. این مساله را از جهات گوناگونی می توان مورد نقد و بررسی قرار دارد.

به طور کلی تخصصی شدن امور رسیدگی و بررسی های دقیق تری را می طلبد و اهمیت حضور افراد متخصص بیشتر نمایان می شود. از نظر حقوقی تمامی وکلای پایه یک دادگستری می توانند وکالت تمامی پرونده های قضایی را بر عهده بگیرند و مانعی از این نظر وجود ندارد. اما از باب تخصص و تجربه قطعا تفاوت هایی وجود دارد که تعیین کننده است.

با توجه به آمارهای موجود شمار پرونده های قضایی مرتبط با دعاوی خانواده در سال های اخیر افزایش یافته و موضوعات تخصصی و پیچیده ای مطرح گردیده. طبیعتا چنین مساله ای فرایند دادرسی پرونده را دشوارتر می کند و در این شرایط حضور وکیل متخصص خانواده می تواند به تسهیل فرایند دادرسی منجر گردد و بهترین نتایج را برای پرونده ی شما رقم بزند.

وکیل عدم تمکین تخصصی است که در راستای مسائل حقوقی مرتبط با عدم تمکین و الزام به تمکین شکل گرفته و با تسلط کامل بر قوانین و مقررات مربوطه می تواند بهترین و دقیق ترین دفاعیات و لوایح را ارائه دهد.

وکیل استرداد فرزند

وکیل استرداد فرزند شاخه ای از تخصص های حوزه ی وکالت است که به صورت اختصاصی پیرامون دعاوی خانواده فعالیت می کند. تصور کنید قانون حضانت فرزند را برای یکی از والدین او در نظر گرفته و حق ملاقات را برای والد مقابل تعیین نموده است. حال والد مقابل از بازگرداندن و تحویل فرزند به والدی که قانونا حق حضانت فرزند با اوست، امتناع می کند و مانع آن می شود.

  • به نظر شما در چنین مواردی قانون چه راهکارهایی برای استرداد فرزند پیش بینی کرده ؟
  • در این میان نقش وکیل استرداد فرزند چیست و تا چه میزان می تواند موثر واقع شود؟

وکیل استرداد فرزند

در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

استرداد فرزند از منظر قوانین ایران

حضانت و نگهداری از فرزند حق و تکلیفی است که به صورت مشترک برای پدر و مادر وجود دارد. حضانت به معنای عام کلمه به هرگونه مراقبت و نگهداری از کودک اشاره می کند. در برخی شرایط خاص ممکن است پدر و مادر طفل جدا از یکدیگر زندگی کنند بدون اینکه طلاقی بین آنها اتفاق افتاده باشد. در چنین شرایطی تغییر حضانت فرزند بر اساس سن او و رای دادگاه تعیین می شود. لازم به یادآوری است که حضانت فرزند دختر تا سن 7 سالگی با مادر و از آن پس تا سن 9 سالگی با پدر است.

در رابطه با فرزندان پسر حضانت آنها تا سن 7 سالگی با مادر و بعد از آن تا سن 15 سالگی با پدر است. فرزندان دختر و پسر پس از رسیدن به سن بلوغ از دایره حضانت خارج می شوند و حق انتخاب این که با پدر یا مادر خود زندگی کنند را دارند. مگر اینکه دادگاه به مصلحت طفل حضانت اجباری توسط یکی از والدین را علی رغم میل کودک تشخیص دهد. البته در برخی موارد مانند: طلاق توافقی والدین می توانند ترتیب دیگری برای حضانت فرزندان خود در نظر بگیرند و مانعی از این نظر وجود ندارد.

در این میان همواره برای والد مقابل حق ملاقات قانونی با کودک وجود دارد جز مواردی که این ملاقات به تشخیص دادگاه بر خلاف مصلحت کودک باشد که از آن ممانعت به عمل می آید.

هرگاه والد مقابل به هر دلیل از استرداد فرزند و تحویل او به والدی که حضانت کودک بر عهده ی اوست، خودداری نماید، عمل وی جرم است و با آن برخورد قانونی خواهد شد. این حکم قبل و بعد طلاق قابل اجراست و تفاوتی میان والد مقابل و سایر اقربا و خانواده ی طفل نظیر پدربزرگ، خواهر ، برادر و سایر خویشاوندان و منسوبین وجود ندارد. در هر صورت والد مقابل پس از ملاقات طفل موظف است کودک را به والدی که حضانت قانونی طفل با اوست، تحویل دهد.

در صورت وقوع چنین مساله ای والدی که حضانت قانونی طفل بر عهده ی او قرار دارد، در قدم اول بایستی شکایت استرداد فرزند را مطرح کرده و ادله ی قانونی مورد نیاز را ارائه دهد. با مراجعه با دفاتر خدمات قضایی می توان دادخواست استرداد طفل را تقدیم مراجع قضایی نمود.

قانون مجازات عدم استرداد فرزند را 45 روز الی 3 ماه حبس و یا جزای نقدی معادل 15 تا 30 میلیون ریال در نظر گرفته است. البته صدور حکم بازداشت موقت نیز امکانپذیر است.

وکیل استرداد فرزند در تهران

با توجه به روند روزافزون طلاق و جدایی در سال های اخیر موضوع حضانت و استرداد فرزند یکی از چالش های حقوقی بسیار مهم به شمار می رود. پس از جدایی موضوع حضانت فرزند در اولویت قرار می گیرد و قانون آن را به یکی از والدین واگذار می کند. موضوعی که چندان خوشایند نیست و گاه می تواند با مشکلات زیادی همراه باشد که ناگزیر راه حلی جزء مراجعه به مشاوره حقوقی خانواده ، وکیل و مراجع قضایی وجود ندارد.

وکیل استرداد فرزند یکی از تخصص های حوزه ی وکالت است که به صورت متمرکز پیرامون قوانین و موضوعات مرتبط با حضانت و استرداد فرزند شکل گرفته و فعالیت می کند. از نظر حقوقی تفاوتی میان وکلای پایه یک دادگستری وجود ندارد و شما موضوع حضانت و استرداد فرزند را می توانید به هریک از وکلای پایه یک دادگستری ارجاع دهید. اما از باب تخصص و تجربه قطعا تفاوت های مهمی وجود دارد. تجربه ی وکیلی که سال ها در زمینه ی حقوق و مسایل مرتبط با خانواده فعالیت کرده در مقایسه با وکیلی که به صورت تخصصی در زمینه ی ملک فعالیت می کند قطعا یکسان نیست.

ازدواج دختر بدون اذن پدر با 4 شرط قانونی !!!

ازدواج دختر بدون اذن پدر ، در پاره ای شرایط خاص ازدواج بدون اجازه پدر امکانپذیر می باشد. اما این استثنایی است که قانون برای شرایط بسیار خاصی در نظر گرفته و یک قاعده ی مطلق به حساب نمی آید. با توجه به قانون مدنی و قوانین فقه شیعه ولایت پدر بر دختر خود امری مسلم است. این ولایت با آثار و تبعات حقوقی متعددی همراه می باشد که یکی از مهم ترین آنها اذن پدر برای ازدواج دختر باکره است.

تصور کنید پدری بدون توجیه منطقی و بدون استدلال موجه اذن ازدواج دختر خود را نمی دهد. در چنین شرایطی به نظر شما راهی برای ازدواج دختر وجود دارد؟ قانون همواره نگاهی فراتر و همه جانبه به موضوعات دارد و ساز و کار های قانونی مؤثری ارائه داده است. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

ازدواج دختر بدون اذن پدر 4 شرط

نگاهی به ازدواج دختر از دیدگاه قانون

ازدواج یکی از سنت های حسنه ای است که دین اسلام تأکید ویژه ای بر روی آن دارد. با توجه به اینکه متون قانونی ما بر گرفته از قوانین اسلامی می باشد، همین دیدگاه در قوانین داخلی ما نیز منعکس گردیده . ازدواج و تشکیل خانواده یکی از ضروری ترین و مهم ترین اتفاقات در زندگی افراد به حساب می آید. بر اساس عرف و سنت کهن کسب رضایت و اجازه از پدر و مادر برای ازدواج ضروری است. این امر به خصوص برای دختران از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد.

اما بد نیست بدانید علاوه بر عرف جامعه، قانونگذار نیز کسب اجازه ی پدر را برای ازدواج دختر ضروری دانسته . بر اساس ماده ی 1043 قانون مدنی : «ازدواج دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، منوط به اجازه پدر یا جد پدری او است .»

در ریشه یابی و علل این امر بایستی به قوانین فقهی و اسلامی مراجعه کنیم. بر اساس قوانین اسلامی اجازه ی پدر و جد پدری برای ازدواج دختر باکره حتی پس از رسیدن به سن بلوغ الزامی است.این اذن به دنبال حق ولایت و سرپرستی به وجود می آید. به طوری که کسب رضایت برای ازدواج مادامی که دختر باکره باشد پابرجاست و محدود به سن خاصی نیست. همچنین از نظر نوع ازدواج تفاوتی بین ازدواج دائم و ازدواج موقت (صیغه) وجود ندارد.

در صورتی که دختری بدون رضایت پدر و یا جد پدری خود برای ازدواج اقدام نماید، عقد او غیرنافذ بوده و نیاز به تنفیذ از سوی پدر و یا جد پدری دارد. 

ازدواج دختر بدون اذن پدر در چه شرایطی امکانپذیر است؟

همانطور که پیشتر اشاره کردیم ازدواج دختر بدون اذن پدر قاعده ای مطلق نیست و در پاره ای موارد دختر می تواند بدون اذن پدر و یا جد پدری برای ازدواج خود اقدام نماید.

مواردی که دختر برای ازدواج خود نیازی به کسب اجازه از جانب پدر و یا جد پدری ندارد به شرح زیر می باشد:

  1. دختری که باکره نیست و بکارت خود را به دلایل متعددی نظیر بیماری، تصادف، برقراری رابطه و سایر موارد از دست داده است، برای ازدواج نیازی به کسب اجازه از پدر و یا جد پدری خود ندارد.
  2. در صورت فوت همسر و یا طلاق از همسر برای ازدواج مجدد، نیازی به کسب اجازه از پدر و یا جد پدری نیست. به یک نکته ی مهم توجه داشته باشید. در صورتی که دختر پس از طلاق کماکان باکره بماند، کسب اجازه ی پدر و یا جد پدری برای ازدواج مجدد مورد نیاز می باشد.
  3. در صورتی که پدر و یا جد پدری دختری بدون دلیل موجه و منطقی مانع ازدواج دختر شود ولی دختر خواهان ازدواج باشد، می تواند از طریق دادگاه حکم ازدواج قانونی خود دریافت نماید. در چنین شرایطی دختر باید مشخصات کامل مردی که انتخاب کرده را به دادگاه اعلام نماید. پس از بررسی های مورد نیاز حکم ازدواج دختر توسط دادگاه مدنی خاص صادر می گردد. با دریافت این حکم دختر و پسر می توانند با مراجعه به دفتر ثبت ازدواج برای ثبت آن اقدام نموده و بدین ترتیب عقد نکاح آنها جاری می گردد. در چنین شرایطی اجازه و رضایت پدر و یا جد پدری مورد نیاز نمی باشد.
  4. هرگاه پدر برای ازدواج دختر رضایت ندهد، می توان با رضایت جد پدری برای ازدواج اقدام نمود.

ارائه مشاوره حقوقی و راهنمایی حقوقی با وکلای فرنام داد

برخی قوانین در نگاه اول سخت و گاهاً تبعیض آمیز به نظر می رسند. اما با نگاهی دقیق و تخصصی متوجه می شوید که در ورای هر قانونی، راهکارهایی برای حل مشکل پیش بینی شده. شناخت این راهکارها تخصصیست که فقط از طریق اشراف و تسلط بر قوانین طی سال ها تجربه و فعالیت مستمر در عرصه ی وکالت به وجود می آید.

ازدواج دختر بدون اذن پدر یک قاعده ی قانونی مطلق نیست و از طریق احکام قضایی می توان در این خصوص اقدام نمود. حضور یک وکیل خانواده متخصص می تواند شما را با جزئیات قانونی بیشتری آشنا سازد و بهترین نتایج را برای پرونده ی شما رقم بزند.

حق طلاق زن و 5 نکته پیرامون آن

حق طلاق زن از چالش برانگیزترین موضوعات حقوقی در سال های اخیر به شمار می رود. قوانین ایران حق طلاق را در درجه ی اول برای مرد به رسمیت شناخته است. به این معنا که مرد می تواند در هر شرایطی زن خود را طلاق دهد. این امر منوط بر پرداخت کامل حقوق مالی زن می باشد. اما این قاعده مطلق نیست و در شرایط خاصی حق طلاق با زن می باشد.

قانون مدنی پاره ای موارد را در راستای حق طلاق زنان پیش بینی نموده و دایره ی بسیار محدودی برای آن در نظر گرفته است.طلاق زن در این موارد با تشخیص دادگاه صورت می پذیرد. علاوه بر این امکان واگذاری حق طلاق به زن نیز وجود دارد. به نظر شما حق طلاق زنان در چه شرایطی قابل اعمال می باشد؟ آیا از شرایط تنظیم وکالتنامه ی طلاق اطلاعی دارید؟ در ادامه با وکیل خانواده – وکلای فرنام داد همراه باشید.

حق طلاق زن چگونه به دست می آید؟

با توجه به ماده ی 1133 قانون مدنی و قوانین فقه اسلام طلاق به عنوان یکی از مهم ترین حقوق مردان شناخته شده است. اما قانونگذار موارد محدودی را در نظر گرفته که از طریق آن می توان برای زنان حق طلاق قائل شد. حق طلاق زن مانع از مطالبه ی حقوق مالی مانند مهریه نمی شود و زنان در کنار به دست آوردن حق طلاق می توانند به صورت تمام و کمال حقوق مالی خود را نیز دریافت نمایند. مسأله ی حق حضانت فرزند نیز به قوت خود باقیست و حق طلاق زن تأثیری بر آن نخواهد داشت.

حق طلاق زن در قانون

در یک نمای کلی حق طلاق زن به دنبال یکی از موارد زیر به وجود می آید:

اعطای وکالتنامه ی طلاق از سوی شوهر

حق طلاق از سوی مرد قابل واگذاری است و می تواند به وسیله ی تنظیم وکالتنامه به همسر خود واگذار نماید. در متن وکالتنامه می توان حدود اختیارات زن برای طلاق را مشخص نمود و نوع وکالت نیز را انتخاب کرد. وکالت در طلاق می تواند بدون هیچ شرطی و به صورت تام الاختیار و غیرقابل عزل به زوجه اعطا گردد. در واقع همانگونه که زوج می تواند وکالت طلاق را به وکیل خود اعطا کرده تا صیغه ی طلاق را جاری سازد می تواند، این وکالت را به همسر خود نیز اعطا نماید.

وکالتنامه ی طلاق عمدتا در طلاق توافقی مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال از نظر قانونی اعطای آن به زن محدودیتی ندارد و مرد هر زمان که مایل باشد می تواند با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی برای تنظیم و اعطای آن اقدام نماید. در متن وکالتنامه ی طلاق می توان به مواردی مانند بذل و بخشش مهریه و یا حق توکیل به غیر اشاره نمود. وکالت طلاق می تواند به صورت مطلق و مقید تنظیم و اعطا گردد.

شروط ضمن عقد

با توجه به ماده ی 1119 قانون مدنی زوجه می تواند هنگام انعقاد عقد نکاح شروطی را به عنوان شروط ضمن عقد در نظر بگیرد که در صورت احراز شروط مذکور حق طلاق داشته باشد. برای مثال زوجین می توانند شرط نمایند که در صورت مشاهده ی هرگونه سوءرفتار از سوی زوج، زوجه صاحب حق طلاق می گردد و می تواند از طریق قانونی برای آن اقدام نماید.در این صورت زوجه با مراجعه ی به دادگاه و احراز و اثبات هریک از موارد مذکور می تواند از همسر خود طلاق بگیرد. شرط ضمن عقد طلاق زوجه می تواند به صورت جداگانه و یا در سند ازدواج قید گردد.

شروط 12 گانه عقد ازدواج

در سند ازدواج پاره ای شروط قید گردیده که در صورت امضا و پذیرش آنها توسط زوج، برای زوجه حق طلاق به وجود می آید. در این صورت زن می تواند با اثبات مورد مذکور در دادگاه و بدون اجازه ی شوهر، به تنهایی برای طلاق خویش اقدام نماید. این شروط به شرح زیر می باشد:

  1. استنکاف شوهر از پرداخت نفقه زن برای مدت زمان شش ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به پرداخت نفقه. همچنین در مواردی که شوهر سایر حقوق واجب زن را برای مدت شش ماه وفا نکند و الزام او برای ایفا ممکن نباشد.
  2. هرگونه سوء رفتار (ضرب و شتم) و یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی برای زوجه غیر قابل تحمل باشد.
  3. ابتلاء زوج به هرگونه امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زندگی زناشویی برای زوجه مخاطره آمیز بوده و امکانپذیر نباشد.
  4. جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نیست.
  5. عدم رعایت دستور دادگاه مبنی بر منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
  6. محکومیت مرد به حکم قطعی مجازات پنج سال حبس و یا بیشتر و یا هرگونه محکومیت به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت گردد و یا به حبس و جزای نقدی که مجموعا منتهی به پنج سال یا بیشتر بازداشت فرد شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.
  7. ابتلاء زوج به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کرده است.
  8. ترک محل زندگی خانوادگی توسط مرد بدون عذر موجه برای مدت زمان شش ماه.
  9. محکومیت قطعی زوج مبنی بر ارتکاب جرم و انجام هر گونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و یا شئون زوجه باشد .
  10. در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به دلیل عقیم بودن و یا سایر عوارض جسمی زوج صاحب فرزند نشود.
  11. مفقودالاثر بود زوج برای مدت زمان شش ماه.
  12. ازدواج مجدد زوج بدون کسب رضایت از همسر.

تشخیص تمامی موارد فوق با دادگاه می باشد.

عدم پرداخت نفقه

ماده ی 1129 قانون مدنی به مساله ی حق طلاق زن در صورت استنکاف مرد از پرداخت نفقه اشاره می نماید. با توجه به این ماده عدم پرداخت نفقه یا هرگونه عدم توانایی مرد در پرداخت آن از مواردیست که به استناد آن زن می تواند برای طلاق خود اقدام نماید. این موارد با تشخیص دادگاه صورت می پذیرد.

عسر و حرج زن

عسر و حرج زن از مهم ترین موادیست که به موجب ماده ی 1130 قانون مدنی برای زن حق طلاق به وجود می آورد. عسر و حرج به شرایطی اشاره می کند که ادامه ی زندگی زناشویی برای زن امکانپذیر نیست و یا به شدت مخاطره آمیز خواهد بود. اثبات و احراز عسر و حرج توسط دادگاه صورت می پذیرد. از مصادیق عسر و حرج می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. ترک زندگی خانوادگی برای مدت زمان 6 ماه متوالی و یا 9 ماه متناوب در طول یک سال بدون عذر موجه.
  2. اعتیاد زوج به مواد مخدر و یا مشروبات الکلی به گونه ای که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد.
  3. محکویت قطعی زوج به حبس برای مدت زمان 5 سال یا بیشاتر
  4. هرگونه ضرب و شتم و سوءاستفاده مستمر از زوجه که قابل تحمل نباشد.
  5. ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج روحی و روانی و سایر بیماری های صعب العلاج به گونه ای که ادامه ی زندگی برای زوجه امکانپذیر نباشد.

مشاوره حقوقی خانواده با وکلای فرنام داد

حق طلاق زن از مواردیست که در قوانین ایران پیش بینی شده و به آن اشاره شده است. در صورت تشخیص دادگاه و صدور حکم طلاق برای زن نیازی به رضایت شوهر نیست و مراحل قانونی طلاق بدون حضور شوهر انجام می گردد. در رابطه با وکالتنامه ی طلاق شرایط به مراتب آسان تر است و با مراجعه ی به دفترخانه می توان برای آن اقدام نمود.

حضور وکیل طلاق توافقی می تواند بهترین نتایج را برای پرونده ی شما رقم بزند و از امر اطاله ی دادرسی جلوگیری نماید.

ازدواج موقت از منظر قوانین ایران و 4 نکته مهم!!!

سیر تا پیاز ازدواج موقت با وکلای فرنام داد : ازدواج یک نهاد حقوقی بسیار مهم و بااهمیت در نظام حقوقی ایران به حساب می آید. کامل ترین و بهترین حالتی که می توان برای عقد ازدواج متصور شد، ازدواج دائم می باشد. با این حال مقوله ای به نام ازدواج موقت نیز در قوانین ما وجود دارد که از دیرباز مرسوم بوده و در جامعه ی ما پذیرفته شده است.

متذکر می شویم که متون قانونی ما برگرفته از متون فقهی و قوانین شریعت اسلامی می باشد و در واقع بازتابی از آن است. عقد ازدواج موقت که در فقه اسلامی از آن تحت عنوان صیغه یاد می شود سالیان سال است که در جامعه ی ایران شناخته شده است. قانون مدنی و قانون حمایت از خانواده از مهم ترین متون قانونی هستند که متضمن و حامی حقوق نهاد خانواده به حساب می آیند. بسیاری از قوانین مرتبط با ازدواج دائم در خصوص ازدواج موقت صدق می کند. از جمله بحث نصف شدن مهریه در شرایطی که دخول صورت نگرفته است.

البته اما از آنجایی که ازدواج موقت با محدودیت های متعددی همراه است می تواند مشکلاتی به همراه داشته باشد. مشکلاتی که عمدا گریبانگیر زنان می باشد و فرهنگ سازی و آگاهی بخشی بیشتری را در این زمینه می طلبد. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

ازدواج موقت چیست

نگاهی به عقد ازدواج موقت

ازدواج موقت در زبان عامیانه تحت عنوان صیغه شناخته می شود. نوعی عقد نکاح و پیوند زناشویی که با مهریه همراه می باشد، اما تفاوت های مهمی با عقد ازدواج دائم دارد. مهم ترین این تفاوت ها به مدت زمان عقد ازدواج موقت باز می گردد. همانطور که از نام آن پیداست عقد ازدواج موقت دارای مدت زمان مشخص و محدودی می باشد و به صورت موقت است. به عبارت دیگر مرد می تواند زنی را برای مدت زمان مشخص همراه با مهریه ای معلوم به عقد خود درآورد.

عقد ازدواج موقت از نظر حقوقی واجد آثار و تبعات حقوقی متفاوتی برای زوجین می باشد. آثار و تبعاتی که گاها افراد از آن اطلاع درستی ندارند.

از نظر جامعه شناختی به خصوص در سال های اخیر ازدواج موقت چندان مورد پسند جوانان واقع نیست و اخیرا نگاه های منفی زیادی به سوی آن معطوف گردیده است. در واکاوی علل این امر موارد متعددی دخیل هستند. اما در یک نتیجه ی کلی نهاد عقد موقت به دلایل خلأ های قانونی که در بطن و ساختار خود دارد چندان مورد قبول عموم واقع نیست. اما با این حال امریست که  در جامعه ی ما تعریف شده و قانونی و شرعی تلقی می گردد. ماده ی 1075 قانون مدنی ایران به ازدواج موقت اشاره دارد و از نظر قانونی آن را به رسمیت شناخته است.

 نگاهی به مهم ترین ویژگی های های ازدواج موقت

  • در عقد ازدواج موقت زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند. در واقع مساله ی ارث بردن در ازدواج موقت منتفی می باشد.  اما فرزندانی که از ازدواج موقت متولد می گردند مشروع بوده و از والدین خود ارث می برند. این امر منوط بر ثبت رسمی ازدواج موقت می باشد. زیرا در غیر این صورت اثبات نسب فرزند بسیار دشوار بوده و گاها غیرممکن می گردد. بنابراین ممکن است که فرزند حاصل از ازدواج مشروع سهمی در ارث نداشته باشد.
  • وجود مهریه در ازدواج موقت الزامی است. ازدواج موقت بدون تعیین مهریه امکانپذیر نمی باشد.
  • ازدواج موقت نیاز به خواندن صیغه دارد. این صیقه می تواند توسط هر یک از زوجین و یا وکیل آنها قرائت گردد. صیغه بایستی در بردارنده ی لفظی باشد که دلالت بر عقد دارد.
  • در ازدواج موقت مقوله ای به نام طلاق وجود ندارد. با پایان مدت زمان تعیین شده عقد ازدواج موقت به پایان می رسد. در چنین شرایطی زوجین محرم نمی باشند و برای ادامه ی زندگی بایستی مجددا خطبه عقد موقت بخوانند.
  • ازدواج موقت با فوت یکی از طرفین ،بذل مدت از سوی شوهر،  فسخ نکاح  و انقضای مدت زمان معین شده به پایان می رسد و منحل می گردد. مبنای فسخ نکاح در عقد موقت بر اساس همان مبانی فسخ نکاح در عقد دائم می باشد. وجود عیوب مشخص در زن و یا مرد یکی از بارزترین این موارد است. جنون ، عنن عدم توانایی جنسی برای برقراری رابطه در مردان و برص، جذام ، افضا، زمین گیری و نابینایی از هر دو چشم در زنان از جمله دلایل فسخ نکاح به شمار می آید.

نحوه ی انحلال ازدواج موقت

در عقد ازدواج موقت این امکان برای مرد وجود دارد که مدت زمان باقی مانده ی عقد موقت را به زن بخشیده و عقد را منحل نماید. در چنین شرایطی رضایت زن ملاک نیست و مرد می تواند با میل خود اقدام نماید. در صورتی که مهلت عقد موقت به پایان رسیده باشد، عقد منحل می گردد. متذکر می گردیم که در ازدواج موقت طلاق تعریف نشده است.

زنان در یک صورت می توانند برای انحلال عقد موقت اقدام نمانید، هرگاه زنان به عنوان شرط ضمن عقد و یا در قالب وکالت نامه ی محضری حق انحلال عقد موقت را داشته باشند می توانند بذل مدت نموده و به عقد موقت پایان دهند. در نظر داشته باشید که بر خلاف ازدواج دائم شرایط انحلال عقد موقت بسیار محدود می باشد. بنابراین در صورت هرگونه عسر و حرج، اعتیاد مرد و سوءاخلاق او شرایط برای انحلال عقد موقت از سوی زنان هموار نیست.

4 نکته در رابطه با عقد ازدواج موقت را به خاطر بسپارید.

  1. عقد موقت در شناسنامه ی افراد قید نمی گردد. سند ازدواجی نیز برای آن در نظر گرفته نشده است. از این رو اثبات آن در پاره ای موارد دشوار می باشد. هرچند در سال های اخیر پس از جاری شدن صیقه ی عقد موقت عقد نامه ی موقت برای زوجین صادر می گردد.
  2. در رابطه با نکاح دختر باکره در عقد ازدواج موقت به موافقت و رضایت پدر و یا جد پدری نیاز می باشد. البته در صورت اثبات امتناع غیرموجه پدر و یا سایر موارد دختر می تواند با اذن دادگاه برای عقد ازدواج موقت خود اقدام نماید. در متون قانونی ایران سن ازدواج دختران برای ازدواج موقت 13 سال عنوان شده است.
  3. در عقد ازدواج موقت پرداخت نفقه برای مرد الزامی نیست. یعنی زن از نظر قانونی هیچ حقی برای دریافت و مطالبه ی نفقه ندارد.
  4. توافق و تراضی زوجین برای عقد ازدواج موقت ضرورت دارد.

ارائه مشاوره حقوقی

همانطور که ملاحظه کردید احکام و آثار حقوقی عقد ازدواج موقت ویژگی هایی دارد که با عقد ازدواج دائم متفاوت به نظر می رسد. هرچند احکام مشابهی در این میان وجود دارند. اما بایستی در نظر داشت که عقد ازدواج موقت هرگز نمی تواند با عقد ازدواج دائم در یک سطح قرار بگیرند. تجربه نشان می دهد زنان در ازدواج موقت به مراتب آسیب پذیر ترند و حقوق بیشتری از آنها تضییع می گردد.

حضور یک وکیل متخصص خانواده می تواند شما را با جزئیات قانونی بیشتر آشنا ساخته و انتخاب های درست تری را برای شما رقم بزند.

طلاق به علت اعتیاد در چه شرایطی امکانپذیر می باشد؟

شرایط طلاق به علت اعتیاد : اعتیاد به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل طلاق در سال های اخیر شناخته شده است. اعتیاد واژه ای عام با معانی گسترده است که می تواند دایره ی وسیعی از موارد را در بر گیرد. در نظر داشته باشید که هر نوع اعتیادی نمی تواند حق طلاق ایجاد نماید و نوع خاصی از آن مد نظر قانون است.

زمانی که صحبت از طلاق در شرایط اعتیاد مرد می شود مواردی مد نظر است که مرد اقدام به استعمال الکل  و مصرف انواع مواد مخدر می نماید و در واقع هرگونه رفتاری که از مصادیق اعتیاد و عادت مضر به حساب می آید مد نظر است.  به طوری که فرد معتاد تلقی شده و به مصرف و یا تکرار موارد عنوان شده در بالا عادت کرده است و به هیچ وجه نمی تواند آن را کنار بگذارد.بدیهی است در چنین شرایطی معضلات بسیاری گریبانگیر خانواده ی فرد می شود و حق طلاق زن مسلم است.

در چنین شرایطی زن می تواند دادخواست طلاق خود را به طرفیت شوهر خود ارائه نماید. ارائه ی دادخواست از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی صورت می پذیرد و سپس این دادخواست به دادگاه خانواده ی محل زندگی شوهر ارجاع داده می شود. در هنگام ارائه ی دادخواست بایستی تمامی ادله و مدارک مرتبط با اعتیاد مرد ضمیمه ی دادخواست گردد. در ادامه با وکلای فرنام داد همراه باشید.

حق طلاق زن در صورت اعتیاد مرد

با توجه به تبصره ی 2 ماده ی 1130 قانون مدنی در صورت اثبات عسر و حرج زن که به دنبال اعتیاد شوهر به مواد مخدر و مشروبات الکلی صورت پذیرفته است،حتی در صورت مخالفت مرد ، می توان برای طلاق زن اقدام نمود.

این تبصره حاوی نکات مهمیست که باید به آن توجه داشت. مهم ترین نکته اینکه اعتیاد باید در درجه ای باشد که به اساس زندگی خلل وارد کرده و زوج از انجام تعهدات خود ناتوان گردیده است.  به گونه ای که عسر و حرج زن کاملا آشکار بوده و محرز است. همچنین در شرایطی که زوج پس از ترک کردن های مکرر، مجددا به سوی مواد روی آورده باشد ، حق طلاق زن کماکان پابرجاست.

طلاق به علت اعتیاد

همچنین در رابطه با حق طلاق زن در صورت اعتیاد زوج می توان به سند ازدواج نیز استناد نمود. چنانچه زوج شرطی که در سند ازدواج بیان می کند که در صورت ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضر به تشخیص دادگاه در صورتی که که ادامه ی زندگی مشترک برای زوجه دشوار باشد ،زوجه می تواند برای طلاق خود اقدام نماید را قبول و امضا کرده باشد، دیگر نیازی به رضایت زوج برای طلاق نیست و زن می تواند به تنهایی برای طلاق خود اقدام نماید.

نکاتی در باب تشخیص اعتیاد مرد

در نظر داشته باشید که تشخیص اعتیاد مرد و احراز آن توسط دادگاه بسیار مهم است. برای اثبات اعتیاد مرد ابتدا باید به نوع اعتیاد او توجه داشت. همانطور که پیشتر نیز بیان کردیم اعتیاد می تواند دایره ی وسیعی از موارد را نظیر مصرف الکل ، مواد مخدر و حتی بازی های کامپیوتری نیز در بر بگیرد. هر چند در اکثریت موارد اعتیاد ، مصرف مواد مخدر مد نظر است. برای اثبات اعتیاد زوجه دادگاه فرد را جهت آزمایش و بررسی های بیشتر به پزشکی قانونی ارجاع می نماید.

در رابطه با اعتیاد زوج باید نگاهی همه جانبه به موضوع داشت و صرف مثبت بودن آزمایش فرد دلیل قانع کننده ای برای حق طلاق زن نمی باشد. برای مثال در شرایطی که زوج به دلیل ارتکاب جرایم مرتبط با مواد مخدر سابقه ی محکومیت به زندان دارد و یا سوابقی در رابطه با سوءپیشینه فرد و گزارش پلیس در دست است ، دریافت حکم طلاق به درخواست زوجه به مراتب راحت تر می باشد. همچنین برای صدور حکم طلاق دادگاه به درجه ی اعتیاد فرد به مواد ، نوع مواد مصرفی ، وضعیت معیشتی فرد و سایر موارد توجه دارد.

از آنجایی که تست اعتیاد همیشه قابل اعتماد نیست و امکان تقلب و خطای آن بالاست از شهادت شهود نیز استفاده می شود. همچنین سوابق فرد از نظر مراجعه و بستری در مراکز درمانی و کمپ های اعتیاد نیز می تواند در احراز اعتیاد فرد مؤثر باشد.

عسر و حرج به چه معناست و چه مصادیقی دارد؟

عسر و حرج مهم ترین عاملیست که در صورت احراز آن ، زن می تواند برای طلاق خود اقدام نماید. عسر و حرج اصطلاحی با مصادیق گسترده است و موارد متعددی را در بر می گیرد. عسر و حرج بیانگر موارد و شرایطی است که ادامه ی زندگی مشترک برای فرد امکانپذیر نیست و شرایط زندگی بسیار دشوار و غیر قابل تحمل گردیده است.

برای مثال در شرایطی که زوج به اعتیاد روی آورده و کار خود را از دست داده و یا خواسته های نامعقولی از همسر و فرزندان خود دارد ، طبیعی است که در چنین شرایطی ادامه ی زندگی برای زوجه و فرزندان دشوار و سخت می باشد. توجه داشته باشید که اثبات و احراز شرایط عسر و حرج به نظر دادگاه منوط می باشد.

ارائه مشاوره حقوقی تخصصی

بر خلاف تصور عوام هر نوع اعتیادی نمی تواند برای زن حق طلاق به وجود بیاورد. قانونگذار اعتیادی را موجب حق طلاق دانسته که با ایجاد عسر و حرج برای زوجه همراه باشد. یعنی اعتیاد مرد به درجه ای رسیده باشد که ادامه ی زندگی زناشویی برای زن امکانپذیر نیست . در این صورت زن می تواند از حق طلاقی که قانون به او اعطا کرده، استفاده نماید.

در رابطه با جزئیات مطلب و نوع و میزان مواد استعمالی قانون صراحتا اشاره به امر خاصی نداشته است. اما در هر صورت این حق برای زنان پابرجاست که در صورت اعتیاد همسر خود برای طلاق اقدام نمایند. حضور یک وکیل متخصص خانواده می تواند شما را با جزئیات قانونی بیشتری آشنا نموده و پرونده ی شما را در کوتاه ترین زمان ممکن به سرانجام برساند.

تغییر حضانت فرزند و 8 شرط لازم

شرایط و نحوه تغییر حضانت فرزند + اقدامات قانونی لازم با وکلای فرنام داد : حضانت فرزند یکی از مهم ترین تکالیف والدین در طول زندگی مشترک محسوب می گردد. با توجه به ماده ی 1168 قانون مدنی حضانت علاوه بر تکلیف به عنوان یکی از مهم ترین حقوق والدین نیز شناخته می شود. از این رو پس از جدایی والدین این حق به ترتیبی که قانون معین کرده، کماکان پابرجاست. مسأله ی مهمی که در این میان مطرح است بحث تغییر حضانت فرزند می باشد که به موجب آن می توان حق حضانت یکی از والدین را سلب نمود و به دیگری بخشید.

بحث حضانت با بحث قیمومت و سرپرستی متفاوت است. حضانت بیشتر امور نگهداری و پرورش کودک را شامل می شود. در حالی که سرپرستی و ولایت جنبه های مالی و حقوقی قضیه را در بر می گیرد. سلب ولایت امکانپذیر نیست . در حالی که سلب حضانت از نظر قانونی امکانپذیر می باشد.

هدف اصلی قانونگذار از وضع قوانین حضانت در درجه ی اول مصلحت کودک می باشد. بنابراین با توجه به اوضاع و احوال و مصلحت کودک تصمیم گیری خواهد شد . در موارد خاصی نیز می توان نسبت به تغییر حضانت کودک اقدام نمود. یعنی حضانت پدر و یا مادر همیشگی و قطعی نیست و راهکارهایی برای تغییر حضانت وجود دارد. در ادامه با وکیل خانواده همراه باشید.

تغییر حضانت فرزند

حق حضانت فرزند به چه معناست؟

حضانت مفاهیم گسترده ای را شامل می گردد. اما در یک تعریف کلی حضانت به معنای نگهداری و مراقبت از فرزند می باشد. این مراقبت دایره ی گسترده ای از جمله مراقبت جسمی، تربیت کودک ، تأمین هزینه های زندگی و سایر موارد را در بر می گیرد. مادامی که پدر و مادر در کنار یکدیگر زندگی می کنند حق حضانت به عنوان یک وظیفه ی مشترک برای هردوی آنها به حساب می آید .اما پس از طلاق، بدیهی است که کودک بایستی کنار یکی از والدین خود به زندگی ادامه دهد.

با توجه به متون قانونی در صورت طلاق والدین حضانت فرزند دختر تا سن 7 سالگی با مادر و از سن 7 الی 9 سالگی با پدر می باشد. در رابطه با فرزند پسر ، حضانت تا سن 7 سالگی با مادر و از سن 7 الی 15 سالگی با پدر است. همانطور که مشاهده می شود ملاک قانونگذار برای پایان سن حضانت رسیدن کودک به سن بلوغ است. بنابراین حضانت برای دختران پس از سن 9 سالگی و برای پسران پس از سن 15 سالگی عملا مفهوم خود را از دست داده و در این شرایط کودک می تواند به صورت فردی تصمیم بگیرد که کنار کدام یک از والدین خود می خواهد زندگی کند.

نگاهی به شرایط حضانت فرزند

توانایی عملی ، احراز شاستگی اخلاقی ، عدم انحطاط اخلاقی والدین و تجرد مادر از مهم ترین مواردیست که در بحث حضانت فرزند بایستی به آن توجه داشت. بدیهی است که در این میان مصلحت کودک از نظر قانون مهم ترین مسأله است.

در نظر داشته باشید که در رابطه با تامین هزینه های مالی، نفقه ی کودک در هر شرایطی بر عهده ی پدر می باشد. حتی در دورانی که حضانت کودک با مادر است. پس از فوت پدر نفقه بر عهده ی اجداد پدری است. در صورت فوت و یا عدم توانایی در پرداخت نفقه ، مادر عهده دار نفقه ی کودک می شود. در شرایطی که مادر فوت نماید، پرداخت نفقه بر عهده ی اجداد مادری قرار می گیرد.

در رابطه با ازدواج مجدد مادر در شرایطی حق حضانت از او سلب می گردد که پدر فرزند در قید حیات باشد. در صورت فوت پدر کودک حضانت مادر کماکان پابرجاست.

تغییر حضانت فرزند در چه شرایطی به وقوع می پیوندد؟

شایستگی اخلاقی والدین مهم ترین عاملیست که در رابطه با حضانت فرزند بایستی به آن توجه داشت. چرا که جسم و روان کودک در حساس ترین زمان خود قرار دارد و بسیار مهم است پدر و یا مادری که پس از طلاق برای حضانت فرزند خود اقدام می نمایند از توانایی ،صلاحیت اخلاقی و قانونی کاملی برخوردار باشند. در شرایطی والد سرپرست کودک فاقد موارد فوق و بالتبع آن سلامت کودک در خطر باشد با تقاضای والد دیگر ، بستگان و یا رییس حوزه ی قضایی می توان برای تغییر حضانت فرزند اقدام نمود.

  1. اعتیاد به الکل ، مواد مخدر و قمار
  2. شهرت به فساد اخلاقی و فحشا
  3. ابتلا به یکی از بیماری های روانی که توسط پزشکی قانونی تشخیص داده شود.
  4. هرگونه سوءاستفاده تجاری و غیراخلاقی از طفل از طریق ورود به مشاغلی نظیر قاچاق، فساد ، فحشا و تکدی گری
  5. هرگونه ضرب و جرح غیر متعارف کودک
  6. جنون
  7. ازدواج مجدد مادر
  8. هرگونه عدم مراقبت از کودک و سهل انگاری و تفریط در آن

نکته ی مهمی که در این میان بایستی به آن توجه داشت در صورت احراز هریک از موارد بالا حتی در صورت احراز فساد و فحشای مادر حق ملاقات با فرزند به هیچ وجه از مادر سلب نخواهد شد. در نظر داشته باشید که حق ملاقات کودک تحت هر شرایطی پابرجاست و هیچ یک از والدین سرپرست نمی توانند دیگری را از ملاقات با کودک منع کنند. و بر اساس قانون چنین امری قابل رسیدگی و پیگیری می باشد.

مشاوره حقوقی و پیگیری پرونده با وکلای فرنام داد

قاعده ی حضانت فرزند قطعی نیست و از آنجایی که مصلحت کودک در چنین امری بسیار اهمیت دارد می توان حضانت کودک را با توجه به مصلحت او تغییر داد. رویه های قضایی سال های اخیر نیز بر این امر استوارند که مصلحت کودک ارجح بر متون قانون می باشد.

بالتبع در شرایطی که بحث حضانت کودک مطرح است کشمکش های احتمالی میان والدین می تواند بر روند حضانت کودک تأثیرگذار باشد.در این میان نفقه ی کودک ، اتمام سن حضانت و آغاز واگذاری به والد مقابل از چالش های مهمیست که وجود دارد. حضور وکیل حضانت می تواند در کوتاه ترین زمان ممکن پرونده ی شما را به سرانجام برساند.

طلاق دختر باکره + 6 شرط لازم

طلاق دختر باکره ، شرایط و نکات مهم با وکلای فرنام داد : معمولاً دختر در دوران عقد باکره است. دورانی که دختر و پسر زندگی مشترک خود را آغاز نکرده اند و رابطه ی زناشویی آنها شکل نگرفته. طلاق دختر باکره در زمینه ی پرداخت مهریه و نفقه تفاوت های مهمی را دارا می باشد. در واقع باکره بودن دختر یکی از موارد تعیین کننده ی حقوق مالی او در دوران عقد ازدواج می باشد.

به نظر شما  آیا مهریه در دوران عقد  به دختر باکره تعلق می گیرد؟ در ادامه با توضیحات وکیل طلاق همراه باشید.

نگاهی به طلاق دختر باکره در دوران عقد

طلاق دختر باکره موضوعیست که در دوران عقد می تواند از سوی مرد و یا زن مطرح گردد. بالتبع مانند تمامی انواع طلاق با آثار و تبعات حقوقی متعدد و متفاوتی برای طرفین همراه خواهد بود.اثبات آنکه  زن دوشیزه است یا خیر برعهده پزشکی قانونی می باشد که با بررسی و معاینه دقیق نظر خود را اعلام می نماید

طلاق دختر باکره

در اولین قدم باید توجه داشت که طلاق به چه دلیل و از سوی چه کسی مطرح می گردد؟

درخواست طلاق از سوی مرد

در صورتی که درخواست طلاق از سوی مرد مطرح گردد، بحث حقوق مالی زن در میان است. در شرایطی که طلاق در دوران عقد صورت پذیرفته باشد.  با اثبات دوشیزه بودن دختر و عدم دخول از سوی مرد ، نصف مهریه به زن تعلق می گیرد. به این معنا که زن صاحب نیمی از مهریه ی خود خواهد شد.

اما در رابطه با اجرت المثل از آنجایی که زندگی مشترک زوجین شروع نشده اجرت المثل به زن تعلق نمی گیرد. در باب نفقه ی دختر باکره نظریات متفاوتی وجود دارد. لکن به نظر می رسد در صورت استقلال زوجه ی باکره و در شرایطی که مرد از استطاعت مالی برخوردار باشد می توان دادخواست مطالبه ی نفقه را مطرح نمود.

برای مثال: در شرایطی که زوجین در دوران عقد با یکدیگر زندگی می کنند. اما هنوز تمکین خاص از سوی زوجه صورت نپذیرفته و یا زمانی که زوجه به حق حبس خود استناد کرده است.

نکته ی مهم :

هرگاه زن در گذشته ازدواج کرده و باکره نباشد، در صورتی که در دوران عقد طلاقی صورت بگیرد، دو حالت زیر متصور است:

  1. اگر زن و مرد اقرار کنند که رابطه ی زناشویی بین آنها وجود نداشته، مهریه ی زن نصف می گردد.
  2. در صورتی که مرد ادعا نماید که با همسر خود رابطه ای نداشته و زن خلاف این امر را ادعا نماید، مرد موظف به پرداخت تمامی مهریه می باشد.

درخواست طلاق از سوی زن

در فرضی که درخواست طلاق در دوران عقد از سوی زن مطرح گردد، اثبات و احراز پاره ای از دلایل ضروری می باشد. مهم ترین نکته در طلاق از طرف زن آن است که بایستی نقض یک یا چند مورد از  شروط 12 گانه ی عقدنامه را در دادگاه اثبات نماید. توجه داشت باشید که درخواست طلاق از سوی زن هیچ تأثیری در میزان مهریه ی او ندارد و در صورت باکره بودن زن تحت هر شرایطی مهریه ی او نصف می گردد.

همچنین در صورتی که زن از سوی شوهر خود وکالتنامه ی طلاق دریافت نماید، می تواند به صورت یک طرفه و بدون رضایت شوهر برای طلاق اقدام کند.

هرگاه مرد در دوران عقد برای تهیه ی مسکن و فراهم نمودن امکانات شروع زندگی مشترک اقدامی نکند و یا توانایی آن را نداشته باشد، زن می تواند برای طلاق اقدام  نماید .

6  نکته ی مهم در رابطه با طلاق دختر باکره

  1. در رابطه با طلاق دختر باکره در دوران عقد امکان حذف نام همسر از شناسنامه ی هر یک از زوجین وجود دارد.
  2. در صورتی که مرد کل مهریه ی زن را در دوران عقد و در شرایط باکره بودن دختر پرداخت کرده باشد، امکان بازپس گیری مازاد آن وجود دارد. یعنی مرد می تواند عین یا قیمت نصف مهریه ای که مازاد پرداخت کرده را درخواست نماید.
  3. طلاق در دوران عقد و شرایط باکره بودن زوجه از نوع طلاق بائن به حساب می آید. به این معنا که امکان رجوع برای مرد وجود ندارد. در واقع طلاق بائن غیرمدخوله به همین معناست.
  4. مطابق با قانون انجام مشاوره های قبل از طلاق ضروریست .
  5. باکره بودن زن در گواهی عدم امکان سازش قید می گردد.
  6. در رابطه با طلاق دختر باکره، دوران عده مطرح نیست. یعنی دختر باکره پس از طلاق نیازی به گذراندن دوران عده ندارد.

ارائه مشاوره حقوقی تخصصی و پیگیری پرونده

باکره بودن زن در دوران طلاق واجد آثار حقوقی متعددی برای زوجین است. طلاق حق قانونی مرد به حساب می آید. اما بایستی در نظر داشت پرداخت کامل حقوق مالی زوجه یکی از مهم ترین وظایف زوج در دوران طلاق محسوب می گردد. همچنین زنان نیز می توانند تحت شرایط خاصی که قانون در نظر گرفته برای طلاق اقدام نمایند. دوشیزه بودن زن در طلاق از این نظر حائز اهمیت است که با اثبات آن مهریه ی زن نصف می گردد و پاره ای از حقوق نظیر پرداخت اجرت المثل مطرح نخواهد بود.

حضور یک وکیل خانم برای طلاق می تواند با آگاه ساختن شما از جزئیات قانونی این پروسه و ارائه ی مشاوره ی حقوقی کارآمد و دقیق پرونده ی شما را در کوتاه ترین زمان ممکن به نتیجه رسانده و با جلوگیری از اطاله ی دادرسی، بهترین نتایج ممکن را برای پرونده ی شما رقم بزند.

طلاق غیابی و 3 شرط مهم در قانون 1401

طلاق غیابی چیست و چه شرایطی دارد ؟

طلاق موضوعیست با ابعاد حقوقی متعدد که می تواند به اشکال مختلفی صورت پذیرد. در واقع طلاق به هر شکلی که رخ بدهد پایان دهنده ی زندگی مشترک زوجین به حساب می آید. اما آثار و تبعات حقوقی هر یک از اشکال طلاق با یکدیگر متفاوت است. طلاق غیابی یکی از مهم ترین انواع طلاق است که به دنبال عدم حضور یکی از زوجین در زندگی مشترک مطرح می گردد.

در نظر داشته باشید که دایره ی استفاده از طلاق غیابی محدود است و در هر شرایطی قابل اعمال نخواهد بود. طلاق غیابی راهکاری است که قانون برای شرایطی در نظر گرفته که یکی از زوجین زندگی مشترک را به طور کامل ترک کرده است و هیچ اثر و نشانی از او در دسترس نیست. برای مثال: شخصی به خارج از کشور سفر کرده و یا مجهول المکان می باشد. در چنین شرایطی با اثبات مجهول المکان بودن یکی از زوجین و با کمک وکیل می توان به استناد طلاق غیابی به زندگی مشترک پایان داد.

به عبارت دیگر طلاق غیابی کنایه از این موضوع است که شخص خوانده در دادگاه و در زمان طلاق حضور ندارد و تشریفات قانونی طلاق توسط نماینده ای که از سوی دادگاه انتخاب می شود انجام می شود. در ادامه باتوضیحات تکمیلی وکیل متخصص طلاق همراه باشید.

طلاقی غیابی به چه معناست و چه آثاری به همراه دارد؟

طلاق غیابی در شرایطی امکانپذیر است که یکی از زوجین مجهول المکان بوده و یا غایب مفقود الاثر تلقی گردد. در صورت مفقود الاثر و مجهول المکان بودن مرد، زوجه می تواند با ارائه ی دادخواستی از دادگاه تقاضا نماید که نشانی محل سکونت شوهر بررسی گردد. در صورتی که اطلاعاتی حاصل نشد با دستور دادگاه موضوع در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی می گردد و از افراد مطلع دعوت به عمل می آید.

طلاق غیابی

پس از طی مراحل فوق در صورتی که خوانده در دادگاه حضور نیابد و اثری از او یافت نشود و مجهول المکان بودن شخص محرز گردد، دادگاه پس از  صدور رأی طلاق غیابی نماینده ای را معرفی می نماید تا صیغه ی طلاق جاری گردد.

اما در شرایطی که زن مجهول المکان گردد و اثری از او در دست نباشد مرد می تواند همسر خود را به صورت غیابی طلاق دهد. چرا که طلاق از نظر قانونی حق مرد به حساب می آید و فاقد تشریفات معمول می باشد. این  در حالی است که زن برای طلاق خود بایستی دلایل محکمی به دادگاه ارائه نماید.
در نظر داشته باشید که عدم حضور زن در دادگاه نیز می تواند طلاق غیابی را به دنبال داشته باشد. البته واخواهی در مهلت زمان قانونی 20 روز از زمان ابلاغ رأی مذکور برای زن امکانپذیر است. پرداخت کامل حقوق مالی زوجه اعم از مهریه، نفقه و اجرت المثل و همچنین رعایت شرط تنصیف اموال و دارایی ها ضروریست.

عدم تمکین از سوی زن ، نشوز زن و ترک منزل توسط او می تواند به عنوان یکی از دلایل طلاق غیابی و ازدواج مجدد مطرح گردد. در نظر داشته باشید که با اثبات ناشزه بودن زن نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

زنان در چه شرایطی می توانند به طلاق غیابی استناد کنند؟

  1. یکی از مواردی که برای زن می تواند حق طلاق غیابی ایجاد نماید قرار گرفتن زن در وضعیت و شرایطیست که ادامه ی زندگی مشترک برای وی امکانپذیر نباشد و عملا تعهد به آن زندگی بی معناست. به خصوص در زمانی که زن در وضعیت عسر و حرج به سر می برد، اثبات این امر به ساگی امکانپذیر است. با توجه به ماده ی 1130 قانون مدنی هرگاه ادامه ی زندگی مشترک با عسر و حرج برای زن همراه باشد می توان با حضور در دادگاه تقاضای طلاق را مطرح کند. موارد و مصادیق عسر و حرج و تشخیص این امر با دادگاه می باشد. در صورتی که با مجهول المکان بودن زوج عسر و حرج زوجه احراز گردد، دادگاه حکم طلاق غیابی را صادر می نماید.
  2. از دیگر دلایلی که زوجه می تواند برای طلاق غیابی به آن استناد کند اشاره به این مسأله است که زوج به مدت 4 سال تمام مفقود گردیده و اثری از او نمی باشد.
  3. در صورتی که مرد شروط مندرج در عقدنامه را امضا کرده باشد با توجه به بند 8 و 11، ترک منزل توسط مرد به مدت 6 ماه می تواند برای زن حق طلاق ایجاد نماید.در صورتی که به مدت زمان 6 ماه زن از پرداخت نفقه محروم گردد می تواند ابتدا نفقه ی خود را مطالبه کند. در صورت عدم پرداخت نفقه از سوی مرد و یا ناتوانی او در پرداخت نفقه و یا مجهول المکان بودن مرد دادگاه رأی طلاق غیابی را صادر می نماید.

 3 نکته ی مهم در رابطه با طلاق غیابی

  1. در صورتی که زن از قبل وکالت در طلاق را از سوی شوهر خود دریافت نموده باشد، در صورت مجهول المکان بودن مرد و یا ترک زندگی مشترک توسط زوج نیاز به حکم طلاق غیابی از سوی دادگاه ندارد. در چنین شرایطی زن می تواند با انتخاب وکیل و از طریق طلاق توافقی به زندگی مشترک پایان دهد.
  2. در رابطه با طلاق غیابی همانند رأی غیابی حق واخواهی و اعتراض شخص ( زن و مرد ) برای مدت زمان 20 روز از ابلاغ رأی محفوظ می باشد. رسیدگی به اعتراض خارج از نوبت خواهد بود و ممکن است پرونده مجدداً مورد بررسی و تجدید نظر قرار گیرد.
  3. از آنجایی که طلاق غیابی از انواع طلاق رجعی می باشد در صورت بازگشت مرد در دوران عده، با ابطال طلاق ، عقد ازدواج آنها کماکان پابرجاست. اما در صورتی که زمان عده سپری شده و یا در صورت ازدواج مجدد زن امکان ابطال طلاق و از سر گیری زندگی مشترک امکانپذیر نخواهد بود.

دریافت مشاوره حقوقی و پیگیری پرونده

طلاق غیابی (طلاق به در خواست زوجه یا زوج ) یکی از انواع طلاق است که قانون تحت شرایطی خاصی برای افراد در نظر گرفته است. بدیهی است استفاه از این نوع طلاق محدود می باشد و از آنجایی که یکی از زوجین در زمان وقوع و جاری شدن صیغه ی طلاق حضور ندارد، قانونگذار تشریفات قانونی متفاوتی را برای آن در نظر گرفته است.

حضور یک وکیل باتجربه و مجرب در این خصوص می تواند شما را از جزئیات قانونی مسیر آگاه ساخته تا در مدت زمانی کوتاه تری نتیجه ای مطلوب را برای پرونده ی شما رقم بزند.