مشاوره حقوقی فسخ قرارداد به جهت تدلیس

مشاوره حقوقی فسخ قرارداد به جهت تدلیس : هرگاه یکی از طرفین معامله (معمولاً فروشنده یا اجاره دهنده ) برای فریب دادن طرف دیگر وصفی موهوم و بی اساس را به ملک خود نسبت دهد. یا ایرادی که در آن است را بپوشاند در معامله تدلیس کرده است.

به بیان دیگر تدلیس عبارت است از پوشاندن عیب مال و یا اظهار کردن و نمایاندن امتیاز و کمال غیر واقعی در مال به عنوان مثال:
اگر فروشنده برای پنهان کردن شکاف دیوار ملک، آن را با کمد بپوشاند مرتکب تدلیس شده است.

برای آنکه خیار تدلیس محقق شود حتماً باید عملیات فریبکارانه صورت گیرد و طرف مقابل نیز در نتیجه این عملیات فریب خورد.
البته اگر توافق طرفین بر سالم بودن ملک باشد نه گفتن عیوب و مشکلات ملک ، ممکن است تدلیس محسوب نشود.

مشاوره حقوقی فسخ قرارداد به جهت تدلیس

نکات مهم فسخ قرارداد به جهت تدلیس

عملیات فریب باید به نحوی باشد که موجب رغبت شخص فریب خورده به انجام معامله شود و این فریب ضرر قابل توجهی به وی وارد کند که در این صورت شخص فریب‌خورده حق فسخ معامله را خواهد داشت.

پس از آنکه قرارداد بر اساس خیار تدلیس توسط ذینفع فسخ شد. هر یک از طرفین قرارداد می توانند دادخواست تایید فسخ را در دادگاه صالح مطرح نمایند.

حتی اگر تمام حقیقت گفته نشود و شنونده آنچه را که گفته شده است تمام حقیقت بداند باز هم طرف مقابل دچار فریب شده و حق فسخ قرارداد را خواهد داشت.

اگر نقص به نحوی باشد که سبب ایجاد اشتباه موثر در عقد گردد قرارداد از اصل باطل است و فسخ آن وجهی ندارد.

نکته : شرط اسقاط کافه خیارات در قرارداد به طور مطلق شامل خیال تدلیس نمی شود.

خیار تدلیس را نمی‌توان ضمن قرارداد جداگانه ساقط کرد به این دلیل که شرط اسقاط آن با نظم عمومی منافات دارد. مگر این که شخص بعد از اینکه متوجه شد فریب خورده است. و حق فسخ برایش ایجاد شد آن را ساقط نماید. حق فسخ در این دعوی بعد از علم به آن فوری است و تعلل در آن موجب اسقاط حق فسخ می گردد.

دریافت مشاوره حقوقی از وکلای فرنام داد

افراد برای مطالبه حق خود معمولاً دادخواست تایید فسخ قرارداد را در کنار دعوای مطالبه وجه بابت استرداد ثمن مطرح می‌ نمایند اگر فریب دادن طرف معامله با استفاده از وسایل متقلبانه باشد عمل از مصادیق جرم کلاهبرداری است.

تایید فسخ خلاف اصل صحت قرارداد ها است. و باید به عنوان خواسته دعوی مطرح شود اما در صورتی که به عنوان دفاع از دعوی طرف مقابل مطرح گردد. دیگر نیاز به طرح دعوای تقابل ندارد. طرفی که مدعی فسخ قرارداد و انحلال آن است می‌تواند در مقام دفاع از حقوق خود به فسخ قرارداد استناد کند.

وکیل غایب مفقودالاثر

وکیل غایب مفقودالاثر و نکات مهم حقوقی در این رابطه با وکیل پایه یک دادگستری ، وکلای فرنام داد

غایب مفقودالاثر کیست ؟

به شخصی که از غیبت او مدت نسبتاً طولانی گذشته باشد و هیچگونه خبری از وضعیت حیات و یا محل سکونت او در دسترس نباشد غایب مفقودالاثر می گویند .

در این شرایط موضوع مهمی که مطرح می شود وضعیت اموال و همچنین تاهل شخص غایب می باشد که قصد داریم در این مطلب به آن بپردازیم .

وکیل غایب مفقودالاثر

وضعیت اموال و دارایی غایب مفقودالاثر

در نظام حقوقی ایران قانونگذار برای جلوگیری از تلف و تعدی اموال غایب مفقودالاثر قوانینی وضع نموده است به طور مثال در ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی این گونه بیان شده که : در صورتی که غایب مفقودالاثر از قبل برای اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و یا شخصی را مسئول نگهداری و مدیریت اموال خود ننموده باشد دادگاه موظف به تعیین امین است.

درخواست مذکور می بایست توسط ذینفعان اموال مطرح شود و این افراد عبارتند از:

  • وراث
  • طلبکار ها
  • اقارب واجب النفقه

نکته: برای انتخاب امین در صورتی که یکی از وراث تضمین کافی به دادگاه ارائه دهد اولویت با او بوده و نسبت به دیگر افراد تقدم دارد .

دادگاه صالح به رسیدگی

دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوا دادگاه عمومی آخرین محل اقامت شخص غایب است.
در رویه حقوقی باید برای تعیین تکلیف نسبت به وضعیت اموال غایب مفقودالاثر دعوایی تحت عنوان (درخواست صدور حکم موت فرضی) به دادگاه ارائه می شود.

مراحل طرح دادخواست صدور حکم موت فرضی:

  1. ابتدا می بایست مدت نسبتاً طولانی (بیش از ۶ ماه ) از مفقود شدن شخص غایب گذشته باشد تا اشخاص ذینفع بتوانند درخواست تعیین امین به دادگاه ارائه کنند.
  2. پس از آن با گذشت ۲ سال از غیبت، ورثه می توانند اقدام به نشر آگهی در روزنامه رسمی و کثیرالانتشار نمایند.

باید توجه داشت آگهی ها باید در سه نوبت به چاپ برسند:

  1. اولین آگهی بعد از گذشت دو سال از غیبت
  2. چاپ بعدی با گذشت یک ماه از اولین آگهی
  3. و آخرین آگهی پس از گذشت یک سال از چاپ دوم باید منتشر شود.

پس از انتشار آگهی ها و گذشت مدت زمانی که عرفاً غایب در قید حیات نباشد دادگاه حکم به تصرف قطعی اموال توسط ورثه را می‌دهد.

جهت روشن تر شدن موضوع مدت زمان های عرفی که عادتاً شخص غایب زنده نمی ماند را بیان می کنیم:

  • در صورتی وقوع سانحه هواپیمایی ۵ سال
  • شخص با بیش از ۷۵ سال سن به مدت ۱۰ سال
  • مفقودی فرد در جنگ سه سال پس از انعقاد صلح و یا پنج سال پس از اتمام جنگ
  • 3 سال پس از تاریخ تلف شدن کشتی در سفرهای دریایی

وضعیت تاهل غایب مفقودالاثر

مطابق قانون زن می‌تواند پس از گذشت ۴ سال از زمان فقدان شوهر اقدام به درخواست طلاق نماید که برای این امر نیازمند طی کردن مراحل صدور حکم موت فرضی است (انتشار آگهی با فواصل زمانی معین) با گذشت این مراحل دادگاه حکم طلاق غیابی برای زوجه صادر می‌کند.

نکته : عده زن در خصوص طلاق غایب مفقودالاثر عده وفات است..

در صورتی که شخص غایب پیدا شود حق رجوع خواهد داشت و این مهم بستگی به پذیرش زوجه دارد.
همچنین باید متذکر شد که غیبت شخص هیچ اجباری برای طلاق زن به وجود نمی آورد. به بیان دیگر غیبت اثری بر وضعیت تاهل ندارد مگر به درخواست زن .

در صورت مفقودی زن مرد میتواند به دادگاه مراجعه کند و اقدام به دریافت گواهی عدم امکان سازش نموده و در صورتی که حکم طلاق صادر نشود درخواست صدور حکم موت فرضی به دادگاه ارائه نماید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص و دریافت مشاوره حقوقی می توانید از طریق راه های ارتباطی با وکلای فرنام داد تماس حاصل فرمایید.

تایید بطلان معامله به دلیل حجر

تایید بطلان معامله به دلیل حجر : حجر به معنای ممنوع شدن شخص از تصرف و معامله نسبت به اموال خود است.
مهمترین اسباب حجر می توان به صغر(عدم بلوغ) سفیه( کسی که عقل معاش ندارد.) دیوانگی و ورشکستگی (ورشکستگی تاجر نیز یکی از اسباب حجر است که تاجر را از تصرف در اموال خود به ضرر طلبکاران منع می کند.) اشاره نمود. شخصی را که دارای شرایط حجر می باشد اصطلاحاً محجور می نامند.

بطلان معامله به دلیل حجر در قانون

وکیل امور حقوقی : بر اساس قانون اغلب معاملات اشخاص محجور باطل و در مواردی هم غیر نافذ استو معاملات غیر نافذ محجور با رد سرپرست وی مثل ولی و قیم باطل خواهد شد.

تایید بطلان معامله به دلیل حجر

از جمله اشخاص محجوری که معاملات آنها باطل است: مجنون و صغیر غیر ممیز است بنابراین اگر شخص مجنون یا صغیر غیر ممیزی ملکی را معامله کند آن معامله باطل خواهد بود. و طرف دیگر معامله می‌تواند تایید و اعلام بطلان آن را از محکمه بخواهد.

معاملات صغیر ممیز و اشخاص غیر رشید که هیچ ضرر و تعهدی برای آنها ایجاد نکند. صحیح استو و معاملاتی که ممکن است آنها را متعهد کند. و یا ضرری برای آنها داشته باشد غیر نافذ است. و صحت آن منوط به تایید ولی و یا قیم است .

معاملات تاجر ورشکسته در شرایطی صحیح و در مواردی باطل و در مواردی غیر نافذ و در برخی حالات قابل فسخ است .

ممنوع بودن برخی از معاملات

برخی معاملات قیم شخص محجور از نظر قانونی ممنوع می باشد. و ضمانت اجرای این گونه معاملات عدم نفوذ آن و در صورت رد این معاملات از سوی دادستان بطلان آن است.

به عنوان مثال : فروش اموال غیرمنقول محجور توسط قیم بدون اجازه دادستان مانند معامله فضولی غیر نافذ استو و اگر دادستان معامله را تنفیذ نکند معامله باطل خواهد شد.

در تمام مواردی که معاملات محجور باطل محسوب می شود. دادگاه به تقاضای ذینفع و یا شخص ذی سمت به دادخواست بطلان رسیدگی و بطلان معامله را تایید می نماید.

در این گونه دعوا ها هر شخصی که با محجور قراردادی منعقد کرده به طور مثال شخصی به عنوان خریدار یا فروشنده ملکی را معامله کرده است. می‌تواند خواهان دعوی باشد و به طرفیت ولی یا قیم محجور دادخواست مطرح نماید.

به علاوه ولی، قیم و یا دادستان نیز می‌توانند به عنوان خواهان به طرفیت شخصی که با محجور معامله کرده است. (خریدار یا فروشنده ) طرح دعوی کنند . در مورد تاجر ورشکسته از سوی مدیر تصفیه و یا هر یک از طلبکاران ورشکسته می تواند دعوا مطرح شود .

مرجع صالح برای رسیدگی

اگر مالی که معامله شده است مال غیر منقول باشد. دادگاه محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی به این موضوع را دارد در مورد معاملات تاجر ورشکسته دادگاهی که حکم ورشکستگی را صادر کرده است. می تواند به دادخواست تایید بطلان قرارداد رسیدگی نماید.

اجرا رای :

معاملات شخص محجور یا غیر نافذ است که در صورت رد باطل محسوب می‌شود و یا از ابتدا باطل است. و در هر دو صورت دادگاه معامله را ابطال نمی‌کند و انشای جدیدی در رای خود نمی آورد بلکه تنها بطلان معامله را تایید می‌کند. و در این خصوص نیاز به صدور اجرائیه نیست.

در مواردی که محجور شناخته شدن فرد نیاز به حکم دادگاه دارد مانند: حجر سفیه یا ورشکسته اگر حکم حجر از طرف دادگاه صادر نشده باشد نمی توان شخصی را محجور دانست و در ابتدا بایستی از دادگاه صالح حکم ‌حجر اخذ شود. و دادگاه ابتدای تاریخ حجر را معلوم کند تا بتوان دادخواست تایید بطلان معامله را مطرح نمود.

فردی که ملک خود را تحت هر عنوان به مجنون و صغیر غیر ممیز می‌سپارد به زیان خود اقدام کرده است . و حق ندارد از بابت تلف مال خود مطالبه خسارت کند.

اگر حکم حجر صادر شده باشد استناد به بطلان قرارداد می‌تواند به عنوان دفاعی در مقابل دادخواست اشخاص ثالث مطرح شود. و نیازی به طرح دادخواست مستقل نیست.

بطلان معامله فضولی

سیر تا پیاز بطلان معامله فضولی با وکلای فرنام داد

معامله فضولی چیست؟

ممکن است شخصی اقدام به خرید ملکی نماید بدون اینکه فروشنده مالک ملک باشد. یا از مالک اذن و اجازه در فروش داشته باشد به این معامله در اصطلاح حقوقی معامله فضولی گفته می‌شود.

اگر مالک زمان انعقاد قرارداد حضور داشته باشد ولی سکوت کند. برای نفوذ معامله کافی نیست و رضایت مالک باید به صورت صریح اعلام شود.

بطلان معامله فضولی

اگر مالک اصلی قرارداد را تایید و تنفیذ کند قرارداد معتبر و اگر آن را رد کند قرارداد باطل است . بنابراین پس از اطلاع مالک از انعقاد چنین قراردادی در مورد ملک خود می‌تواند ابتدا از طریق اظهارنامه رسمی عدم رضایت خود نسبت به قرارداد فروش ملک را به طرفین اعلام و سپس دادخواست تایید بطلان معامله به جهت فضولی بودن را مطرح نماید.

داشتن وکالت فروش

حالت دیگری زمانی است که شخصی وکالت جهت فروش ملکی را داشته باشد. لکن به هر دلیلی وکالتنامه باطل شده است ولی با این حال وکیل به استناد وکالت نامه مذکور اقدام به فروش ملک کرده است. در این فرض نیز وکیل به صورت فضولی اقدام به انعقاد قرارداد نموده است .

همچنین در مواردی که وکیل پایه یک دادگستری از حدود و اختیارات اعطا شده در وکالتنامه تجاوز می کند اعمال و اقدامات او فضولی و مشمول همین دعوی می باشد.

بر اساس ماده ۶۶۷ قانون مدنی وکیل ملکی باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را رعایت کند. در صورت عدم رعایت غبطه موکل از سوی وکیل اقدامات او فضولی محسوب می‌شود.

نکته : اگر فروشنده با علم به اینکه ملک متعلق به دیگری است آن را فروخته باشد مرتکب جرم فروش مال غیر شده است. از نظر حقوقی معامله فضولی باطل نیست و غیر نافذ است. بنابراین در صورتی که مالک ملک، معامله فضولی را قبول کند معامله صحیح خواهد بود و در صورتی که مالک معامله را قبول ننماید و اقدام به رد آن کند معامله باطل محسوب می‌شود.

پس از آن که مالک اقدام به رد معامله فضولی کرد. می تواند دادخواست تایید بطلان قرارداد را تقدیم نماید . دادگاه پس از بررسی ما وقع در صورت احراز بطلان حکم به تایید بطلان معامله صادر می کند .

طرفین دعوا

مالک ملک خواهان دعواست و باید دعوی را به طرفیت خریدار و فروشنده ملک طرح نماید.

مرجع صالح به رسیدگی

رسیدگی به دعاوی ملکی در مرجع رسیدگی می شود. که ملک در آن حوزه قضایی واقع شده است. باید دادخواستی تحت عنوان تایید بطلان تقدیم شود ، تقاضای ابطال معامله فضولی صحیح نمی باشد.

نحوه اجرا رای

بعد از اینکه مالک معامله را رد کرد آن معامله باطل است بنابراین خواهان تنها تایید و اعلام بطلان معامله را از دادگاه در خواست می نماید .

معامله فضولی ممکن است نسبت به عین و یا منافع ملک صورت گیرد. بنابراین شخصی که به صورت فضولی و بدون اجازه مالک اقدام به اجاره دادن ملکی می نماید. این معامله هم در صورت رد مالک باطل است.

اگر مالک متوجه انجام معامله فضولی شد. و ملک خود را به شخص دیگری فروخت در واقع به صورت ضمنی معامله فضولی را رد کرده است و معامله فضولی باطل خواهد شد.

فسخ معامله فضولی

مالک الزامی ندارد که فوراً معامله را تنفیذ یا رد کند. در این صورت اگر خریدار از تاخیر اعلام نظر مالک متحمل ضرر شود. می‌تواند معامله را فسخ کند و حق ندارد الزام مالک به تنفیذ یا بطلان را از دادگاه بخواهد.

نکته : اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت کند حق اجازه و رد معامله به وراث او می رسد.

در صورتی که ملک خسارت دیده باشد. مالک می‌تواند خریدار را به عنوان متصرف ضامن عین و منفعت طرف دعوای خسارت قرار دهد. و خریدار بی اطلاع از فضولی بودن معمامله نیز به فروشنده فضولی مراجعه می‌کند.

اگر معامله فضولی از طریق تنظیم سند رسمی انجام شده باشد. مالک پس از رد معامله فضولی علاوه بر تایید بطلان بیع می‌بایست ابطال سند رسمی را نیز از دادگاه بخواهد.

بطلان قرارداد به جهت رهن

بطلان قرارداد به جهت رهن : چنانچه شخصی ملک خود را در رهن شخص دیگری قرار دهد نمی تواند در ملک تصرفاتی نماید که منافی حق مرتهن (طلبکار) باشد.

در خصوص ضمانت اجرای چنین تخلفی از سوی راهن دو نظر وجود دارد :

  1. نظر اول معتقد است چنین معامله ای غیر نافذ است و در صورت رد مرتهن باطل می‌شود.
  2. سایر محاکم و حقوقدانان بر این باور هستند که تصرفات حقوقی خلاف حق مرتهن باطل است.

به هر حال بر اساس هر دو نظریه فوق اگر مالک نسبت به ملک معامله ای انجام دهد .که با حق مرتهن منافی باشد مرتهن می تواند تایید بطلان این قرارداد را از دادگاه بخواهد.

بطلان معامله فضولی بطلان قرارداد به جهت رهن

طرفین دعوا :

مرتهن یا کسی که ملک در رهن اوست خواهان دعواست و دعوا به طرفیت راهن (مالک) یا شخص ثالثی که قرارداد با او منعقد شده است طرح می شود.

البته این حق برای راهن و شخصی که طرف قرارداد راهن است نیز وجود دارد که نسبت به طرح دعوا اقدام نماید.

مرجع صالح برای رسیدگی

از آنجا که دعوا در خصوص اموال غیر منقول است. دادگاه محل وقوع ملک به دادخواست رسیدگی خواهد نمود.

اجرا رای

از زمانی که مرتهن عقدی که منافی حقوق خود است را رد کند بیع باطل است و تنها برای تایید ابطال آن به دادگاه مراجعه خواهد کرد. رای دادگاه جنبه اعلام می دارد و نیاز به صدور اجراییه نیست.

وکیل متخصص ملکی : اگر راهن ملک خود را بار دیگر در رهن دیگری قرار دهد عمل او منافی با حق مرتهن اول نیست و رهن دوم که اصطلاحاً رهن مازاد گفته می‌شود صحیح است.

البته حق مرتهن اول بر حق مرتهن دوم مقدم است در اینکه فروش عین مرهونه توسط مالک منافی تصرفات مرتهن است یا خیر؟ سه نظر وجود دارد نظر مشهور علمای حقوق این است. که فروش ملک مرهونه منافی حق مرتهن است و معتبر نیست.

دسته دیگر از صاحب نظران بطلان قرارداد به جهت رهن ، بر این اعتقادند که حق مالک نسبت به ملک یک حق عینی است. که با در رهن قرار گرفتن ملک این حق از بین می‌رود و مالک می تواند اقدام به فروش ملک کند.

نکات مهم

  • برخی نیز معتقدند فروش عین مرهونه با قید عبارت با حفظ حقوق مرتهن یا حق بستانکار مقدم مجاز است.
    اگر راهن ملک خود را اجاره دهد. قرارداد اجاره در صورتی صحیح است. که تسلیم آن به مستاجر حق مرتهن را در معرض خطر قرار ندهد و مدت آن کوتاه تر از دین باشد.
  • در چنین مواردی اگر مستاجر به راهن که موجر نیز هست مبلغی به عنوان ودیعه و یا قرض الحسنه پرداخت کند و قرارداد رهنی به دلیل عدم وصول طلب مرتهن منجر به صدور اجراییه و تخلیه ملک شود. مستأجر می بایست مبلغ ودیعه را از موجر مطالبه کند و حق مراجعه به مرتهن نخواهد داشت.
  • اگر بدهکار سرقفلی ملک را به شخص ثالثی واگذار کند این واگذاری با حق طلب کاری در تعارض می باشد . و قرارداد قابل ابطال است.
  • در قرارداد رهنی علاوه بر محدودیت‌های قانونی محدودیت‌های دیگری برای تصرفات حقوقی راهن در ملک پیش‌بینی شده که ضمانت اجرای نقض این محدودیت ها ممکن است ایجاد حق فسخ برای مرتهن نسبت به تصرفات راهن باشد. و یا بطلان تصرفات حقوقی مرتهن به  عنوان مثال:در حالت عادی عقد وکالت و یا اجاره کوتاه مدت در مورد عین مرهونه منافی حق مرتهن نیست اما ممکن است. در قرارداد رهنی چنین حقی از راهن سلب شده باشد. که در صورت تخلف راهن می تواند از ضمانت اجرای پیش بینی شده در قرارداد رهنی استفاده نماید.

الزام به رفع تصرف عدوانی

الزام به رفع تصرف عدوانی : می خواهیم در این مطلب به این موضوع بپردازیم که دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی چه زمانی قابل طرح است و مبنای حقوقی این الزام چیست ؟ با وکلای فرنام داد همراه باشید…

ممکن است شخصی در یک برهه زمانی ملکی را در تصرف خود داشته باشد. اما شخص دیگری بدون رضایت او و به صورت غیرقانونی ملک را از تصرف وی خارج کند به این حالت تصرف عدوانی می گویند.

در چنین حالتی متصرف سابق می‌تواند اعاده تصرف را بخواهد و دادخواست رفع تصرف عدوانی را مطرح نماید .

دعوای رفع تصرف عدوانی صرفاً در خصوص ملک و اموال غیرمنقول قابل طرح است و اگر شروع تصرف متصرف فعلی با رضایت و اذن متصرف سابق باشد ادامه تصرف شخص متصرف از مصادیق تصرف عدوانی نمی باشد.

تصرف عدوانی هم دارای جنبه حقوقی و هم جنبه کیفری است به عبارت دیگر دعوای تصرف عدوانی هم در دادگاه حقوقی قابل طرح است و هم در دادگاه کیفری با این تفاوت که در دعوای حقوقی تصرف عدوانی صرف تصرف سابق برای ارائه دادخواست کافی است.

الزام به رفع تصرف عدوانی

اما در تصرف عدوانی کیفری شاکی باید حتماً مالک رسمی ملک باشد.

طرفین دعوا

در دعوای الزام به رفع تصرف خواهان متصرف سابق و متصرف فعلی خوانده دعوا است.

دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای تصرف عدوانی

از آنجا که دعوای رفع تصرف در خصوص غیر منقول است در نتیجه رسیدگی در دادگاه محل وقوع ملک انجام می‌شود .

نحوه اجرای رای

دعوای تصرف عدوانی به محض صدور رای بدوی قابلیت اجرا دارد و تجدید نظر از آن اجرای حکم را به تاخیر نمی اندازد.
بنابراین پس از صدور حکم مبنی بر رفع تصرف عدوانی اجراییه صادر و اجرا می شود .

ارکان دعوای تصرف عدوانی

ارکان دعوای تصرف عدوانی عبارتند از:

  1. اثبات تصرف سابق خواهان.
  2. اثبات تصرف فعلی خوانده و غیرقانونی بودن تصرف فعلی.

نکته: در دعوای تصرف عدوانی به موضوع مالکیت رسیدگی نخواهد شد و صرفاً به سابقه تصرف شخص خواهان و عدوانی بودن تصرف خوانده رسیدگی می‌شود .

لازم به ذکر است شخصی که ملک را به نمایندگی از مالک در تصرف داشته. مانند: کارگر ،مباشر و خادم و یا متولی می‌تواند به قائم‌ مقامی مالک اقدام به طرح دعوای رفع تصرف عدوانی نماید.

همچنین منشاء تصرف سابق خواهان نیز باید مشروع باشد. بنابراین کسی که ملک را غصب کرده است نمی‌تواند علیه متصرف فعلی طرح دعوا کند.

باید توجه داشت،در دعوای تصرف عدوانی لزومی به مالکیت رسمی خواهان بر ملک نیست ولی اگر خواهان سند مالکیت داشته باشد. نیازی به اثبات اینکه قبلاً متصرف ملک بوده است نمی باشد و تصرف سابق وی ملاک است.

نکته : دعوای تصرف عدوانی ممانعت از حق و مزاحمت را اصطلاحاً دعاوی تصرف می نامند.

تفاوت دعوا تصرف عدوانی؛ممانعت از حق و مزاحمت چیست؟

در دعاوی تصرف عدوانی متصرف به صورت کامل ملک را از تصرف متصرف فعلی در می‌آورد. در دعوای ممانعت از حق هرچند خوانده بر ملک تسلط پیدا نکرده است. ولی مانع استفاده شخص از حق انتفاع و یا حق ارتفاق خود می‌شود. و در دعوای مزاحمت خوانده مانع تصرفات متصرف نمی شود بلکه امکان انتفاع کامل وی از ملک را سلب می‌ نماید .

نکته : اگر شخصی نسبت به اصل مالکیت ملک دعوای مطرح کرده باشد. نمی تواند به صورت همزمان دعوای رفع تصرف عدوانی نیز مطرح کند.

همچنین اگر خواهان مالک رسمی ملک باشد و اجرت المثل زمان تصرف خوانده درخواست کند. دادگاه نیز مکلف است که به موضوع اجرت المثل هم رسیدگی نماید.

مدت زمان تصرف

مدت زمان تصرف سابق خواهان باید به گونه ای باشد که عرفاً متصرف محسوب شود ،تشخیص این مدت بر عهده قاضی است.
در قانون آیین دادرسی مدنی سابق این مدت زمان یک سال تعیین شده بود که در حال حاضر برخی از دادگاه‌ها این مدت را مبنای تعیین مدت تصرف قرار می‌دهند. و معتقدند که متصرف سابق زمانی می تواند دادخواست رفع تصرف عدوانی را مطرح کند. که حداقل یک سال ملک در تصرف وی بوده باشد.

البته همانگونه که گفته شد میزان حداقل زمان تصرف سابق بین محاکم اختلافی است.

فرق دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید؟

تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید این است که در دعوای رفع تصرف عدوانی صرف تصرف کافی است. اما در دعوای خلع ید خواهان دعوا باید حتما مالک رسمی باشد.

تفـاوت دعوای رفع تصرف عدوانی و تخلیه ملک؟

در الزام به رفع تصرف عدوانی ، تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی و تخلیه ملک این است که در تصرف عدوانی ملک بدون رضایت متصرف و به صورت غیرقانونی تصرف شده است. اما در دعوای تخلیه ملک به صورت قانونی و با رضایت مالک و یا متصرف سابق در اختیار متصرف فعلی قرار گرفته است .

تصرف عدوانی در ملک مشاعی

در یک ملک مشاعی که شرکا ملک را در تصرف خود دارند اگر یک شریک بدون اذن شریک دیگر اقدام به تصرف کل ملک کند. مورد از مصادیق تصرف عدوانی است . مثال بارز و متداول تصرف عدوانی در مشاعات، تصرف یکی از مالکان یک ساختمان نسبت به مشترکات ساختمان است.

برای مطالعه مطالب بیشتر میتوانید از دیگر صفحات و مقالات حقوقی قرار گرفته درسایت بازدید نمایید.

افراز ملک توسط دادگاه

افراز ملک توسط دادگاه به همراه نکات ریز حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری ، وکلای فرنام داد :

افراز چیست؟

افـراز به معنای تقسیم ملک مشاع بین شرکا است. در فرضی که بین شرکا توافق برای تقسیم وجود نداشته باشد. رسیدگی به افراز در وهله اول بر عهده اداره ثبت اسناد و املاک است. و در برخی موارد دادگاه‌های عمومی صالح برای رسیدگی به تقاضای افراز هستند .

در افراز املاک تعدد مالکین شرط است و حداقل باید دو نفر در ملک شریک باشند .

افراز ملک توسط دادگاه

اگر ملک دارای سابقه ثبتی باشد دادگاه پس از ثبت دادخواست و تعیین وقت رسیدگی آخرین وضعیت ثبتی ملک و میزان سهم هریک از مالکین مشاعی را از اداره ثبت استعلام می کند. پس از دریافت پاسخ استعلام و تشکیل جلسه رسیدگی دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری را صادر می‌نماید .

نحوه تشخیص قابل افراز بودن ملک

کارشناس رسمی دادگستری پس از بررسی نسبت به قابل افراز بودن یا نبودن ملک اظهار نظر می نماید.
در صورت قابل افراز بودن ، در خصوص نحوه تقسیم و میزان هزینه هر یک از مالکین نظریه خود را تقدیم می کند .
اگر نظر کارشناس مبنی بر غیر قابل افراز بودن ملک باشد دادگاه حکم به غیر قابل افراز بودن ملک می‌دهد.

اگر نظر کارشناس بر قابل افراز بودن ملک باشد و مالکین نسبت به نظریه کارشناس در خصوص نحوه افراز ملک اعتراضی نداشته باشند. دادگاه بر مبنای سهامی که کارشناس برای هریک از مالکین مشخص کرده است حکم به افراز صادر می‌نماید.

در صورتی که مالکین نسبت به نحوه تقسیم کارشناس اعتراض داشته باشند. دادگاه به قید قرعه سهم هر یک از مالکین را مشخص می‌کند.
نکته بسیار مهم این است که کارشناس رسمی در هنگام تهیه گزارش کارشناسی باید از نماینده و نقشه بردار اداره ثبت در انجام عملیات تقسیم و افراز استفاده کند. تا در زمان اجرای حکم تقسیم و افراز بین حکم صادر شده و اسناد و نقشه‌های ثبتی و صورت مجلس های موجود تعارض ایجاد نشود.

طرفین دعوا

شریک مشاعی متقاضی افراز درخواست افراز را به طرفیت مالکین مشاعی به مرجع صالح تقدیم می کند. و زمانی که غایب یا محجور در ملک شریک باشند .باید به طرفیت امین غایب یا قیم محجور طرح دعوا شود .

مرجع صالح برای رسیدگی

افراز ملک فی نفسه یک عمل اداری محسوب می‌شود و در حالت عادی افراز املاک مشاع که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته است در صلاحیت اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک است. و درخواست افراز مستقیماً به اداره ثبت داده می‌شود به تقاضای افراز املاک مشاعی که جریان ثبتی آنها خاتمه نیافته است. و یا بین شرکای محجور یا غایب مفقودالاثر است. دادگاه محل وقوع ملک رسیدگی می نماید.

نحوه اجرای حکم

حکم افراز ملک جنبه اعلامی دارد و خصوصیت این نوع از احکام آن است که نیاز به صدور اجراییه ندارد.

متقاضی حکم صادر شده افراز ملک توسط دادگاه را به اداره ثبت محل تقدیم می کند بعد از انجام مراحل قانونی و تودیع هزینه افراز و سایر حقوق متعلق به ثبت و بهای دفترچه سند مالکیت پرونده برای متصدی دفتر املاک ارسال و نیز حدود و مشخصات هر کدام از قطعه یا قطعات افرازی را در دفتر جاری املاک ثبت کرده و سپس سند مالکیت مشائی اولیه را باطل و سند جدید را صادر و به امضای مسئول اداره ثبت می رساند و پرونده را برای تسلیم سند به متقاضی به بایگانی ارسال می دارد .

تفاوت تفکیک ملک مشاع و افراز

تفاوت تفکیک ملک مشاع و افراز در این است که در صورت تفکیک حالت اشاعه از بین نمی‌رود. و همه شرکا در تمام قطعات تفکیکی به نسبت سهم خود شریک مشاعی هستند. اما در افراز ملک مشاع از حالت اشاعه خارج و به قطعات اختصاصی تقسیم می شود .

وکیل فروش ملک مشاع : افراز ملک مشاع با درخواست تعدادی از مالکین انجام خواهد گرفت. اما تقاضای تفکیک باید با موافقت همه مالکین انجام گیرد و صرف درخواست یکی از مالکین مجوز تفکیک ملک نخواهد بود .

نکته : چنانچه تقسیم باعث شود تمام ملک یا سهم یک یا چند نفر از مالکین مشاع از مالیت خود را از دست دهد افراز ممنوع است. اگر چه شرکا به این امر راضی باشند.

مدارک لازم و نحوه اقدام

کپی برابر اصل سند مالکیت برای املاکی که به ثبت رسیدند و سند رسمی دارند بایستی در درخواست افراز ارائه شود.
همچنین اگر ملک مشاعی موروثی باشد. یعنی ملک به ارث رسیده باشد گواهی انحصار وراثت نیز باید به همراه دادخواست ارائه گردد .

در افراز ملک توسط دادگاه ، ملکی که به موجب تصمیم قطعی غیر قابل افراز تشخیص داده شود. با تقاضای هر یک از شرکا به دستور دادگاه از طریق اجرای احکام مدنی فروخته خواهد شد.

نقشه تفکیکی که مستند حکم دادگاه است باید قبل از صدور رای به تایید شهرداری مربوطه برسد. و شهرداری انطباق نقشه تفکیکی را با طرحهای جامع تفصیلی و یا هادی تایید نماید. بر اساس قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی مصوب سال ۱۳۸۳ افراز و تفکیک اراضی کشاورزی باید با رعایت حد نصاب تعیین شده در هر منطقه که توسط وزارت جهاد کشاورزی اعلام می شود صورت گیرد.

وکیل الزام به اخذ پایان کار

وکیل الزام به اخذ پایان کار : همانطور که می دانید امور ملکی شامل مطالب گسترده حقوقیست که عناوین مختلفی را در بر می گیرد. یکی از این عناوین الزام به اخذ پایان کار می باشد. اکنون می‌خواهیم در این مطلب به شرح این عنوان بپردازیم.

گواهی پایان کار چیست؟

گواهی پایان کار سندی است که بر اساس تقاضای مالک یا وکیل قانونی وی پس از اتمام عملیات ساختمانی توسط شهرداری در صورتی که تاییدیه عدم خلاف در بنا و عدم بدهی ساختمان به شهرداری را داشته باشد صادر می شود و تایید کننده پایان عملیات ساختمانی و انطباق بنای ساخته شده با قوانین شهرسازی می باشد.

وکیل الزام به اخذ پایان کار

اخذ پایان کار

لازم به ذکر است اخذ پایان کار باید به وسیله مالک رسمی ملک انجام ‌شود اما در صورتی که ساختمان به صورت قرارداد مشارکت در ساخت، بنا شده باشد معمولاً سازنده با دریافت وکالتنامه کاری ،تعهد به اخذ گواهی پایانکار می‌دهد.

در مواردی که ملک فروخته شده باشد و یا ملک موضوع مشارکت در ساخت پایان کار نداشته باشد شخص ذی نفع می تواند دعوای الزام به اخذ پایان کار را مطرح کند.

البته در مواردی نیز ممکن است شهرداری به دلایل غیرموجه از صدور گواهی پایان کار امتناع ورزد که در چنین حالتی شخص ذینفع می‌تواند الزام شهرداری را نسبت به صدور پایان کار از دادگاه بخواهد .

طرفین دعوا

خواهان :

در این دعوا خواهان شخصی است که از صدور پایانکار نفع می‌برد . مانند: شخصی که ملک نوساز فاقد پایان کار را خریداری کرده است و یا ملکی را خریداری نموده که اعتبار گواهی پایان کار آن به پایان رسیده است.

خوانده:

خوانده نیز شخصی است که اخذ گواهی پایان کار قانوناً و یا طبق قرارداد بر عهده اوست و از انجام این تعهد امتناع می‌کند. این شخص می تواند مالک ،فروشنده یا پیش فروشنده ملک و یا سازنده ملک باشد .
در صورتی که متعهد اخذ پایان کار شخصی غیر از مالک باشد علاوه بر شخص متعهد، مالک رسمی ملک را نیز باید جزو خواندگان قرار داد.

در مواردی که موضوع دادخواست الزام شهرداری به صدور گواهی پایانکار است، خوانده دعوا شهرداری مربوطه خواهد بود.

دادگاه صالح :

کلیه دعاوی راجع به املاک باید در دادگاه مطرح شود که ملک در حوزه قضایی آن دادگاه واقع شده است.

نحوه رسیدگی:

پس از قطعیت حکم محکوم له (خواهان) می‌تواند با درخواست تقاضای اجرای رای صادر شده را بکند و بعد از صدور اجراییه به محکوم علیه (خوانده) ابلاغ می‌شود و فرصت ۱۰ روزه به او داده می‌شود تا گواهی پایانکار را اخذ نماید.

در صورت عدم تبعیت محکوم علیه از حکم صادر شده خواهان می‌تواند با مجوز مقام قضایی و با هزینه خود اقدام به اخذ پایان کار کند و هزینه‌های پرداخت شده را از محکوم علیه مطالبه کند برای مطالبه هزینه‌های پرداخت شده توسط محکوم له نیازی به طرح دعوای جداگانه نیست و می‌توان مبلغ پرداختی را بر مبنای رای و اجراییه صادر شده از محکوم علیه مطالبه کرد .

نکته : اگر امکان اخذ پایان کار توسط ذی نفع فراهم نشود می تواند قرارداد خود را با متعهد اخذ پایان کار فسخ نماید.

برخی نکات کلیدی مرتبط با دعوا :

  1. کسی که مالک رسمی ملک است محکوم به اخذ پایان کار می‌شود و کسی که در قرارداد متعهد به اخذ پایان کار شده است صرفاً به پرداخت خسارت و ضرر و زیان تاخیر انجام تعهد ملزم خواهد شد .
  2. اخذ پایان کار مقدمه‌ای برای گرفتن صورت مجلس تفکیکی و الزام به تنظیم سند رسمی است و تا زمانی که پایان کار صادر نشود امکان اجرای این امور نیست.
  3. به علت این که دعاوی الزام به تنظیم سند رسمی و اخذ پایان کار و صورتمجلس تفکیکی مرتبط به هم هستند همه آنها را می توان طی یک دادخواست مطرح نمود.

وکیل الزام به اخذ پایان کار

با توجه به مواردی که در مطلب فوق بیان شد مراحل دریافت پایان کار ساختمان دارای نکات مهم و حائز اهمیتی است که سهل انگاری و اشتباه در هر یک از این مراحل می تواند منجر به خسارات مالی هنگفتی شود .

در نتیجه بهترین راه حل استفاده از وکیل ملکی با تجربه است . چرا که وکیل متخصص در امور ملکی می تواند در بهترین شرایط و کوتاه ترین زمان به خواسته موکل خود دست یابد. در صورت نیاز به وکیل متخصص امور ملکی می توانید با وکلای فرنام داد تماس حاصل فرمایید.

نکاتی درباره نامزدی و استرداد هدایای نامزدی

نکاتی درباره نامزدی و استرداد هدایای نامزدی : نامزدی به معنای دیگر همان وعده ازدواج است . نامزدی قراردادی است مابین دو نفر به منظور ازدواجی که در آینده اتفاق خواهد افتاد .

در فرهنگ ایرانی قبل از جاری نمودن عقد نکاح به منظور شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر، مدتی را معین می نمایند تا زوجین با یکدیگر مراوده داشته باشند و نسبت به شخصیت یکدیگر شناخت بیشتری کسب نمایند .

لازم به ذکر است نامزدی نوعی قرارداد است با این حال هر یک از طرفین که اراده کند می تواند آن را فسخ نماید. و از انجام عقد خودداری کند زیرا همانطور که می‌دانید وعده ازدواج ، ایجاد علقه زوجیت نکرده . و صرف قرار ازدواج و ارتباط زوجین با یکدیگر هیچ الزامی به انجام عقد نکاح برای طرفین ایجاد نمی کند .

استرداد هدایای نامزدی

حال ممکن است در این بین و موافقت نسبی طرفین هدایایی از جمله انگشتر نشان به یکدیگر تقدیم شود. اکنون با توجه به این مورد در صورت برهم خوردن این قرار و عدم صورت گرفتن ازدواج ما بین زوجین تکلیف هدایایی تقدیم شده چیست؟

شرایط استرداد هدایای نامزدی

در نظام حقوقی و قانونی ایران برای این شرایط قوانینی در نظر گرفته شده تحت عنوان استرداد هدایای نامزدی که در صورت به مشکل برخوردن طرفین و انصراف ایشان از ازدواج با یکدیگر تکلیف این هدایا را معین می نماید.
در وهله اول باید دانست که هدایای نامزدی شامل دو بخش :

  • هدایای مصرف شدنی مانند :خوراک ، پوشاک و عطر و…
  • هدایای مصرف نشدنی که شامل : زیورآلات، طلاجات و یا حتی اموال منقول مانند : ماشین و غیر منقول می باشد.

کلیه هدایای دوران نامزدی در صورت عدم وصلت و برهم خوردن قرار ازدواج می‌بایست به طرف مقابل پس داده شود لکن هدایایی که بی تقصیر تلف و یا مفقود شده باشد قابل مطالبه نیست.
با این تفسیر هدایای دسته اول غیر قابل مطالبه و هدایای دست دوم قابل مطالبه است.

نحوه ثبت دادخواست

برای درخواست استرداد هدایای نامزدی بهترین کار مشورت با وکیل متخصص در این زمینه بوده زیرا در صورت بهره نبردن از تجربیات وکیل و ارتکاب اشتباهی هر چند کوچک به هنگام ارائه دادخواست ممکن است در مسیر و روند رسیدگی موثر باشد. و رای به نفع خواهان صادر نگردد و ضرر فراوانی را متحمل شود. اکنون پس از مشورت با وکیل هر یک از طرفین می‌توانند نسبت به یکدیگر طرح دعوای مطالبه هدایای نامزدی نمایند.

لذا لازم به ذکر است که طرفین می بایست مدارک و دلایلی ارائه کنند که نشانگر مالکیت و خرید این هدایا توسط ایشان باشد. و دادگاه پس از بررسی مدارک و شواهد در صورتیکه استرداد ممکن باشد حکم به رد عین اموال و در صورت عدم وجود هدایا طرف مقابل را ملزم به پرداخت قیمت آن می نماید به شرطی که آن هدیه از نوع کالای مصرفی نشدنی باشد.

دادگاه صالح

لازم به ذکر است دادگاه صالح برای رسیدگی به این پرونده دادگاه محل زندگی محل اقامت طرف مقابل است.

به طور مثال : اگر دختر در شیراز و پسر در تهران ساکن باشد و دختر بخواهد درخواست استرداد هدایا بدهد می‌بایست خواسته خود را در دادگاه تهران مطرح نماید .

مدارک مورد نیاز

مدارک جهت ثبت دادخواست استرداد هدایای نامزدی عبارتند از :

فاکتور ها و همچنین دلایل و مستنداتی که ثابت کند این هدایا به طرف مقابل تقدیم شده است لازم به ذکر است. که در این شرایط شهادت شهود می تواند یکی از مدارک و دلایل تلقی شود و همچنین همانند دیگر دعواها بایستی دادخواست از طریق دفاتر خدمات قضایی و سامانه ثنا ثبت و ارسال گردد.

وکیل استرداد هدایای دوران نامزدی

با توجه به اینکه اشتباهی کوچک می تواند منجر به این شود که هدایا به مالک مسترد نشده و حق فرد ضایع شود بهتر است در این شرایط از یک وکیل متخصص در این زمینه بهره برید. تا وکیل استرداد هدایای نامزدی با تخصص و تجربیات خود در این زمینه نسبت به احقاق حق موکل خود در اسرع وقت اقدام نماید .

پس در صورت نیاز به وکیل متخصص در امور خانواده می توانید از طریق راه های ارتباطی با وکلای فرنام داد تماس حاصل فرمایید.

ترک انفاق و مجازات آن در قانون

ترک انفاق و مجازات آن ، با وکلای فرنام داد : یکی از مسائلی که هم در حوزه حقوق مدنی و هم در حوزه حقوق کیفری مورد بررسی قرار می گیرد ترک انفاق و مجازات آن می باشد. البته شرایط خاصی لازم است تا جرم ترک انفاق در دادگاه های کیفری مورد رسیدگی واقع شود. در غیر این صورت در دادگاه های حقوقی مورد بررسی قرار می گیرد. و مشمول مجازات کیفری نمی شود. در این مقاله به تعریف کلی نفقه و ترک انفاق می پردازیم و تفاوت آن را با نفقه معوقه شرح می دهیم. با وکیل نفقه همراه باشید تا کلیات قوانین حاکم بر ترک انفاق و مجازات آن را بر طبق قانون مجازات اسلامی تشریح نماییم.

نفقه چیست؟

نفقه حق مالی است که به صورت حتمی بعد از عقد نکاح برای زن و بر عهده مرد ایجاد می شود. نوع دیگری از نفقه وجود دارد که حتمی نیست و در برخی از شرایط نسبت به افرادی که از طریق خط نسب عمودی (پدر و مادر و اجداد پدری و مادری تا هر کجا که بالا روند، فرزندان و فرزندانِ فرزندان تا هر جا که پایین روند) تعلق می گیرد.

ترک انفاق و مجازات آن در قانون

نکته قابل توجه اینکه نفقه هرگز برای کسانی که در خط افقی قرار دارند ایجاد نمی شود. در این خصوص می توان به خواهر، برادر، عمو، دائی، خاله، عمه و فرزندان آن ها اشاره نمود.

در تعریف حقوقی نفقه نیز باید بگوییم:

نفقه به تامین تمام نیاز های یک زن گفته می شود که از جمله آن ها می توان به تامین خوراک، پوشاک، مسکن، لوازم آرایشی، بهداشتی، وسایل رفاهی و … اشاره نمود. تامین این نیازها با توجه به وضعیت زن صورت می گیرد. بنابراین هرچقدر وضعیت اجتماعی، خانوادگی و شخصیتی زن والاتر باشد میزان نفقه افزایش می یابد. البته این نکته را هم متذکر شویم که در چند سال اخیر و با کاهش توانایی مالی افراد، در تعیین میزان نفقه به وضعیت مرد نیز توجه می شود و اصولاً میزان نفقه در عمل با توجه به وضعیت هر دو تعیین می گردد.

نکته دیگر اینکه در تعیین میزان نفقه افراد واجب النفقه (برخلاف تعیین نفقه زن) به وضعیت نفقه دهنده توجه می نمایند نه افرادی که باید نفقه را دریافت کنند. بنابراین تعیین میزان نفقه برای این افراد در اغلب موارد بسیار محدودتر از نفقه ای است که برای زوجه تعیین می شود.

ترک انفاق به چه معناست؟

ترک انفاق یک جرم کیفری است و با نفقه معوقه که یک مسئله حقوقی است متفاوت می باشد. به این صورت که اگر یک مرد از پرداخت نفقه همسر خود پرهیز کند و این امر در زمان حال رخ داده باشد یا عدم پرداخت نفقه آن قدر طول کشیده است که به زمان حال رسیده جرم ترک انفاق با ماهیت کیفری واقع می شود.

در این شرایط زوجه می تواند به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و شکایتی را به طرفیت همسر خود در خصوص ترک انفاق تنظیم نماید. در این مورد نوبت رسیدگی تعیین شده و زوج باید برای ادای توضیحات در دادسرا حاضر گردد. تنها مسئله ای که می تواند زوج را از این اتهام رها کند اثبات عدم تمکین زن می باشد.

در واقع نفقه در قبال تمکین خاص پرداخت می گردد. اگر زن با همسر خود رابطه جنسی برقرار نکند. یا شرایط نامطلوبی را برای برقراری این رابطه ایجاد نماید به نحوی که مرد حاضر یا قادر به ایجاد رابطه نباشد. (به عنوان مثال زن در منزل پدر خود زندگی کند و در منزل مشترک زندگی ننماید) نمی تواند درخواست نفقه بدهد. در غیر این صورت (اگر زن تمکین نموده باشد) مرد موظف است تا نفقه او را پرداخت کند. این را هم اضافه کنیم که اگر به زن حق تعیین محل زندگی داده شده باشد وی می تواند در هر منزلی اعم از منزل پدری خود سکنی نماید و درخواست نفقه نیز بدهد.

مجازات ترک انفاق

اگر مسئله مطروحه در خصوص نفقه معوقه باشد. باید در دادگاه حقوقی مطرح شود و مشمول مجازات نمی شود. مگر اینکه مرد از پرداخت نفقه تعیین شده سرباز زند. که در این صورت باید برای شکایت از وی به دادگاه کیفری مراجعه نمود. اگر مسئله مربوط به ترک انفاق (عدم پرداخت نفقه در زمان حال) باشد. قانون مجازات حبس را به مدت سه ماه الی یک سال برای مرد در نظر گرفته است.

حال اگر مرد به علت عدم توانایی در پرداخت نفقه، ترک انفاق نموده باشد. می تواند درخواست اعسار بدهد تا بعداً و زمانی که از لحاظ مالی به توانایی لازم دست پیدا کرد نفقه تعیین شده را پرداخت نماید. ممکن است در نتیجه درخواست اعسار (که باید توسط مرد به دادگاه ارائه شود) حکم به تقسیط نفقه داده شود. در این صورت مرد موظف است طبق حکم صادره مبادرت به پرداخت اقساط نفقه نماید.